اتّفاقا چون فرستادهء قايدو پارهاى راه آمد آواز نوحه و زارى كه اهل حرم براق مىكردند به گوش او رسيده قدرى راه كه پيشتر رفت يقين او شد كه براق سفر آخرت پيش گرفته . ايلچى فى الفور بازگشته قايدو را از واقعهء براق خبردار گردانيد . قايدو در اثناى آش خوردن آواز بركشيد و جزع و فزع آغاز كرد و تمام حاضران مجلس به موافقت او به ماتم نشستند . بعد از آن قايدو چند نفر از اهل حرم خود را پيش نوگا خاتون « 1 » ، حرم محترم براق ، فرستاده تعزيت داد و گفت : « ما نيز اينجا « 2 » به ماتم نشستهايم . » و روز ديگر قايدو فرمود تا براق را در آن حدود در كوهى بلند دفن كردند و فتنه از عالم برخاست و غبار مخالفت كه در اطراف و جوانب برخاسته بود بنشست .
نه گنجش به كار آمد و نى سپاه * به هنگام مردن چه شاه و گداى
ببردند يكسر به خاكش سپرد * همين است راه هر آن كس كه مرد
و چون از تعزيت براق فراغ يافته روز ديگر مباركشاه پسر قراهلاؤو و چوباى و قبان پسران الغو بن بايدار بن چغتاى خان با تمامت امراى تومان و هزاره و صده و دهه قايدو را زانو زدند و گفتند : « قايدو آقاى بزرگ و سرور ما است . » بعد از آن جمعى كه براق بر ايشان ظلم كرده و به جور و ستم املاك و اسباب ايشان را گرفته بود به عرض قايدو رسانيدند كه براق به ستم و تعدّى املاك و اسباب ما را گرفته ، اگر همانا شهزاده آن را به ما باز گذارد از روى اخلاص در بندگى جانسپارى مىكنيم . و اگر شهزاده نيز ملتفت حال ما نمىشود ، بالضّروره مانند ذرّه در هوا سرگردان و پريشان خواهيم شد . »
شهزاده قايدو همه را بنواخت و هركس را هرآنچه براق از ايشان به ستم گرفته بود باز داد ، و از اين جهت جميع مردم از روى اعتقاد و اخلاص بندگى شهزاده قايدو اختيار كرده هميشه زبان به ثنا و ستايش او گويا داشتند .
و در تاريخ حافظابرو مسطور است كه بعد از فوت براق ، مباركشاه پسر هلاؤو آنچه در خزانهء براق از نقد و جنس يافت همه را برداشته متصرّف گشت به حدّى كه دو دانهء گرانمايهء قيمتى كه نوگا خاتون در گوش داشت آن را نيز به دست آورد ، و جمله اسبان و چهارپايان و آنچه از اسباب سلطنت و خانى داشت همه را با يكديگر قسمت نموده هريك به يورت خود بردند .
و از جملهء وقايع اين سال آنكه روز دوشنبه هشتم شهر ذيحجّه شهزاده يشموت بن هلاگو خان وفات كرد .
و هم در اين سال نيشابور از زلزله خراب شد . و ابتداى زلزله شب شنبه نوزدهم ماه صفر
هامش
( 1 ) . متن : تركان خاتون .
( 2 ) . ق : نيز ما اينجا .