تركان خاتون از حركات ناپسنديدهء آن صاحب اخلاق ناستوده رنجيده روز ديگر بىتوقّف متوجّه اردوى اباقا خان شد . حجّاج سلطان چون به خود انديشيد ، دانست كه از وى نسبت به ملكه تركان خاتون خلاف سر زده ، اگر به سمع پادشاه اباقا خان رسد ، دمار از روزگار آن نابكار برآورد . بنابراين ، بعد از رفتن تركان خاتون به جانب تبريز ، حجّاج سلطان كرمان را گذاشته به جانب هندوستان رفت و چندگاه در آن ولايات مىبود . آخر الأمر سلاطين هندوستان در مقام امداد و اعانت او شده لشكرى بسيار و فيلان بيشمار و اسباب سلطنت همراه او كردند ، و او به امداد و استظهار سپاه هند عنان به صوب كرمان منعطف داشت . و چون به پهكر رسيد مزاج او از جادهء اعتدال انحراف يافت و مرضى صعب بر وى مستولى شد و در سهشنبه يازدهم شهر ذيحجة الحرام سنهء سبعين و ستمائه [ - 670 ] هجرى درگذشت .
و او را چهار پسر بود : سلطان مظفّر الدّين محمود شاه ، و شاه قطب الدّين طغانشاه ، و شاه ركن الدّين محمود شاه ، و شاه علاء الدّين حسين شاه . و هفت دختر داشت كه نامهاى ايشان با اسامى شوهران در تاريخ كرمان مسطور است ، هركه خواهد بر آن اطّلاع يابد به آن تاريخ - كه در وقت تحرير اين كتاب حاضر نبود - رجوع نمايد .
و چون ملكه تركان خاتون به خدمت اباقا خان رسيد اطوار ناشايست حجّاج سلطان را به عرض او معروض داشت . اباقا خان بىنهايت آزردهخاطر شد و در مقام تأديب او به جدّ درآمد . غايتش مقارن اين حال خبر رسيد كه حجاج سلطان كرمان را گذاشته به جانب هندوستان رفت . بنابراين ، اباقا خان ، جلال الدّين سيورغتمش و قطب الدّين سلطان نوشته هردو را به اتّفاق يكديگر به حكومت كرمان فرستاد ، و سلطان جلال الدّين سيورغتمش را در باب تعظيم و تكريم تركان خاتون بسيار مبالغه فرمود . و ايشان تا زمانى كه اباقا خان در قيد حيات بود به شركت حكومت كرمان داشتند و تركان خاتون كمال عزّت و حرمت داشت . و بعد از فوت اباقا خان ، احمد خان چون بر سرير حكومت ايران قرار گرفت ، سلطان جلال الدّين سيورغتمش بنابر دوستى قديم كه با احمد خان داشت به اردو رفته عزل تركان خاتون نموده منشور حكومت كرمان را بىمشاركت و منازعت به هم رسانيد و از روى استقلال بر سرير حكومت كرمان متمكّن شد .
و باقى احوال او با تركان خاتون در سنوات آينده مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
و از جمله وقايع اين سال آنكه شهزاده قايدو ، نيگباى اغول ، برادر الغو ، را به جاى براق به حكومت الوس چغتاى تعيين نمود . و چون نيگباى اغول يك سال حكومت ماوراء النهر كرد پاى از دايرهء انقياد و اطاعت قايدو بيرون نهاده علم عصيان و لواى طغيان برافراشت . و چون قايدو بر احوال نكبتمآل او اطّلاع يافت ، پس در اوايل [ 335 ب ] سال ششصد و شصت و يكم از
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4088
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٤٠٨٨