ابتدا به لشكركشى هرگز از وى به ظهور نمىرسيد . و چون در آن ايّام به واسطهء منع او براق را از ظلم و بيداد رعايا و عجزه ميانهء ايشان منازعت و عداوت به هم رسيده بود ، و شحنه مغولتاى نام از قبل قاآن باشقاق ممالك تركستان بود ، و براق يكى از امراى خود بكميش « 1 » نام را فرستاد تا مغولتاى را از شحنگى ولايت ترك همتان عزل نموده خود به جاى او قرار گرفت و مردم را در شكنجهء جور و بيداد درآورده باعث جلاى وطن مساكين شد .
و چون قوبيلاى قاآن از واقعهء عزل مغولتاى خبر يافت ، امير قونيچى را با شش هزار سوار به دفع بكميش به شهر ختن فرستاد . امير قونيچى به آنجا رسيده بكميش را هلاك گردانيد و اموال و اسباب او را متصرّف شد و به شحنگى آن ولايت قرار گرفت . و چون براق بر اين حال اطّلاع يافت آتش خشم او شعله كشيده فى الحال اميرى را با سى هزار سوار به جنگ قونيچى فرستاد . و چون سپاه براق به حوالى شهر ختن رسيد امير قونيچى چون از مقاومت ايشان عاجز بود ، بالضّروره به جانب اردوى قاآن رفت و سپاه براق بىتشويش جنگ و جدل به شهر ختن درآمده شروع در نهب و غارت كردند .
و از جمله عجايب امورى كه در اين وقت در شهر ختن روى نمود يكى آن بود كه يكى از سپاه براق در اثناى تاخت و تاراج تيرى بر سقف خانهاى كه آشيانهء شبپره داشت انداخته خانهء خطاف بيفتاد و دانهاى مرواريد غلطان از آن آشيانه بيرون افتاد و غلطانغلطان به چاهى كه در آن خانه بود فرورفت . مغولان به واسطهء بيرون آوردن آن مرواريد سر آن چاه را گشادند ، يك صد و شصت بالش زر سرخ يافتند .
همچنين اعجوبهء ديگر آنكه در باغى درخت بلند ميان كاواك بود و بيخ آن درخت به يك زمين پيوسته طايفهاى از مغولان اسبان جنگى خود را به تنهء آن درخت بسته بودند . در نصف شب اسبان باهم جنگ كرده برميدند و درخت از كشاكش اسبان دو نيمه شد . در ميان آن درخت شش هزار بالش نقره يافتند . و چون آن زرها را به خدمت براق آوردند ، براق بسيار خوشحال شد و آن را از جملهء علامات دولت خود دانستند .
آخر الأمر چون استقلال تمام پيدا كرد لشكر فراوان به هم رسانيده روى به جنگ قايدو و منگو تيمور نهاد ، و مسعود بيگ كه وزير مدبّر آن ممالك بود از صلابت و مهابت براق بسيار بيم و هراس داشت و هيچ لحظه خود را از شرّ او ايمن نمىدانست ، بنابراين ، پنهانى كس پيش قايدو و منگو تيمور فرستاده پيغام داد كه « براق آنچنان بنياد ظلم و جور بر روى زمين نهاده كه شهرهاى آبادان همه عن قريب ويران خواهند شد و رعاياى بيچاره همه آواره . شما بايد كه از روى اطمينان
هامش
( 1 ) . متن : تكش .