ذكر وقايع سال ششصد و پنجاه و چهارم از رحلت خير البشر « 1 »
از جمله وقايع اين سال آنكه قوبيلاى قاآن پسران خود را به جنگ قايدو فرستاد . مفصّل اين مجمل آنكه چون قوبيلاى قاآن خاطر خود را از ممرّ اريق بوكا - كه هميشه با او نزاع و خصومت داشت ، چنانچه سابقا تفصيل جنگهايى كه ميانهء ايشان واقع شده بود گذشت - جمع ساخت ، بلكه اريق بوكا در همين سال بيمار شده وفات كرد ، تمام شهزادگان و امرا كمر اطاعت او در ميان بسته شرايط متابعت و فرمانبردارى او را به جا مىآوردند ، الّا شهزاده قايدو پسر قاشين پسر اوگتاى قاآن و بعضى از فرزندان چغتاى خان كه ايشان پاى از دايرهء اطاعت و انقياد قوبيلاى قاآن بيرون نهاده در مقام نافرمانى در آمدند .
بنابراين ، قوبيلاى قاآن اوّلا ايلچيان خود را پيش ايشان فرستاده بعد از استمالت برادرانه از زبان قوبيلاى قاآن از ايشان پرسيدند كه « سبب چيست كه با وجود آنكه تمامى شهزادگان از سر قدم ساخته به ملازمت ما رسيده بالفعل در خدمت بودهاند شما خود را كشيده داشتهايد ، و حال آنكه دلخواه ما چنان است كه ديده به ديدار يكديگر روشن گردانيم . »
قايدو چون سرايلى نداشت عذر آورد كه « چهارپايان ما لاغرند و قوّت رفتار اين راه دراز ندارند . چون اسبان ما فربه شوند ما نيز به خدمت مىرسيم . » القصّه به اين بهانه مدّتى مديد تعلّل مىكرد و هرگاه ايلچى قوبيلاى قاآن به طلب او مىرفت مثل اين عذرها مىآورد و عذرهاى خنك و مكرهاى بىنمك مىگفت . و بعد از آنكه كار به رسوايى رسيد و همهء مردم دانستند كه قايدو سر اطاعت و دوستى ندارد ، او نيز به اتّفاق قونيچى نويان ، نارين را كه به اورنگتاش « 2 »
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .
( 2 ) . متن : اوزبك .