تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4034

مساهمون:

ص٤٠٣٤
خواجه سرافراز گردانيد . و آن سال قشلاميشى در حدود مازندران كرد و بهارگاه اين سال به دار الملك تبريز مراجعت نمود . و از جمله وقايع اين سال جنگ كردن لشكر اباقا خان با نوقاى و بركه و شكست يافتن ايشان [ بود ] . در اوايل عهد اباقا خان جماعتى از اضداد و حسّاد قصد آن ولايت كرده بار ديگر از طرف دربند نوقان به قصد انتقام خون توتار با لشكرى گران متوجّه ايران شدند . چون اين خبر به گوش شهزاده يشموت رسيد در سيم ماه شوّال اين سال به موجب فرمان اباقا خان روى به جنگ بوقاى آورده از آب كر بگذشت و نزديك چغان موران كه آن را آق‌سو مىگويند ، هر دو لشكر به هم رسيدند و از جانبين صف‌ها بياراستند ، و در آن معركه قوتوبوقا پدر طغاچار آقا داد مردى و مردانگى داد . آخر الأمر در معركه به قتل رسيد و نوقاى را تير بر چشمش آمد و لشكريان او شكست يافته پراكنده شدند . و اباقا خان از آب كر بگذشت ، و از آن جانب بركه با سيصد هزار سوار برسيد . اباقا خان چون اين خبر بشنيد ، بازگشته از آب كر به اين جانب بازآمد و فرمود تا يل‌ها را بريدند . و از دو طرف رودخانه هردو لشكر فرود آمده دست به تير بر يكديگر گشادند . بركه چهارده روز در برابر لشكر اباقا خان نشسته بود ، آخر الأمر چون ديد كه از آنجا از آب كر گذشتن ممكن نيست از آن موضع كوچ كرده متوجّه بالا شد ، كه از جايى گذر پيدا كرده از آب بگذرد . اتّفاقا در آن اثنا مزاج او از اعتدال انحراف يافت و مرضى بر وى طارى شد و روزبه‌روز آن بيمارى زياده مىشد تا آنكه در همان سفر وفات كرد و صندوق او را به سراى باتو برده در آنجا دفن كردند و سپاه او پراكنده شدند . و اباقا خان فرمود تا از آن جانب آب كر از دالان ناؤور تا دشت كردمان متّصل به رودخانهء كر سيبهء كشتىها را بستند و خندقى بسيار ژرف فروبردند ، و جمعى از سپاه خود از مغول و مسلمان جهت محافظت و نگاهبانى آن گذر تعيين فرمود ، و از طرفين كاروان‌ها در تردّد آمدند و نزاع بر طرف شد . و اباقا خان چون خاطر از رهگذر مهمّات دربند جمع ساخت شهزاده منگو تيمور را با سماغار نويان و اولجاى خاتون را آنجا گذاشته خود به جانب تبريز مراجعت نمود .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4034 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى