تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4033

مساهمون:

ص٤٠٣٣
تبديل را مجال ندهند . ديگر فرمود كه بايد كه هيچ زبردستى به زير دست ستم و تعدّى نكند و هركس رسوم و آيين آبا و اجداد خود را نگاه داشته از تعرّض ديگرى دست خود را كشيده دارد . و بعد از يك هفته شاه يرليغ به تمامت ممالك روانه گردانيد مشتمل بر بشارت جلوس همايون بر سرير ايران . بعد از آن متوجّه سلاطين و امرا و ملوك و حكّام و ارباب حاجات كه در اردو حاضر بودند شده مهمّات و مقاصد همه را بر وجه دلخواه ساخته رخصت مراجعت فرمود ، و پيشتر از همه برادر خود يشموت را با لشكرى تمام به جانب دربند و شيروان و موغان تا حدود آلاتاغ « 1 » فرستاد تا آن سرحدّ را از ياغى نگاه دارند ؛ و برادر ديگر توبشين را هم نامزد خراسان و مازندران تا كنار آمويه كرده با لشكرى فراوان بفرستاد ؛ و توغور بيتكچى ، پسر ايلگاى نويان ، و توداؤن ، « 2 » برادر سوغونجاق نويان را كه جدّ امير چوپان « 3 » بود ، به ممالك روم فرستاد ؛ و دورباى نويان را نامزد ديار بكر و [ ديار ] ربيعه ، كه سرحدّ شام است ، فرستاد ؛ و گرجستان را به شيرامون پسر جرماغون سپرد ؛ و اينچوها را به التاجو آقا « 4 » حواله فرمود ؛ و ممالك بغداد و فارس به سوغونجاق آقا داد ؛ و ارغون آقا را به حال خود گذاشت و همان مهمّى كه در زمان هلاگو خان حوالهء او بود بر وى مقرّر داشت . و منصب وزارت بر قاعدهء سابق به صاحب سعيد شمس الدّين محمّد جوينى ارزانى نمود ؛ و تبريز را دار السّلطنه ساخت و براى ييلاق آلاتاغ و سياهكوه را اختيار فرمود و قشلاق به ارّان و بغداد قرار گرفت ، و بعضى اوقات قشلاق در جغاتو مىكرد ؛ و مؤلّف تاريخ جهانگشا علاء الدّين عطا ملك را در بغداد به نيابت امير سوغونجاق آقا نصب فرمود ؛ و وزارت خراسان را به خواجه عزّ الدّين طاهر فرمودى و بعد از وى به پسرش ، خواجه وجيه ، مفوّض گردانيد ؛ و حكم مملكت فارس به اسم اولاد اتابك ابو بكر قرار گرفت ؛ و كرمان را به تركان خاتون سپرد ؛ و تبريز را به ملك صدر الدّين ؛ و ديار بكر به جلال الدّين ؛ و اصفهان به ملك رضىّ الدّين ؛ و معظم [ 320 ب ] ولايات عراق عجم را به خواجه بهاء الدّين محمّد ، پسر صاحب ديوان ؛ و قزوين و بعضى از عراق به ملك افتخار الدّين قزوينى ؛ و ديار ربيعه به ملك مظفر الدّين قرا ارسلان ؛ و مملكت نيمروز و هرات به ملك شمس الدّين كرت ؛ و گرجستان را به داوود پسر صادون داد . و چون از مهمات ملكى فارغ گشت روى توجّه به تربيت خواجه نصير الدّين كه در آن زمان قدوهء حكما بود آورده صد دانشمند معتبر از شاگردان خواجه را كه ذكر اسامى ايشان موجب تطويل مىشود ، موظّف گردانيد و هريكى را به مرتبه‌اى كه لايق او بود به استصواب
هامش
( 1 ) . م : آلتاق . ( 2 ) . متن : توران . ( 3 ) . متن : امير نويان . ( 4 ) . م ، ش : التاجو نويان .