تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4031

مساهمون:

ص٤٠٣١
اوّل آن ده كار آن است كه برادران و خويشان را بنوازد و كارهاى ايشان را نيكو سازد ، و به رسم پدر همه را بدارد و نزديكان پدر را از امينان و كاردانان سيور غاميشى فرمايد و هركس كه عاقل‌تر و معتمدتر و هوادارتر ، آن‌كس را به خود نزديك‌تر دارد تا رأىهاى نيكو زنند و انديشه‌هاى پسنديده كنند . دويم آنكه اميران لشكر را دلخوش كند و بهادران را سيور غاميشى فرمايد و همهء لشكر را ترتيب سلاح و چهار پاياى و علوفه نيكو بدهد و وعده‌هاى خوب كند ، چنان كه به وقت رسيدن ياغى به هيچ بهانه مشغول نشوند و بر سر كار روند . سيم آنكه ملك و بزرگان ولايت‌ها از ايشان تخفيف كنند و كسانى كه به حكم ياساى بزرگ ترخان بوده‌اند ترخان كنند تا همه دلخوش شوند و كوچ نيكو دهند و هوادارى كنند . چهارم درويشان و بازماندگان را از كودكان بىپدر و زنان بىشوهر صدقه دهند و كسانى را كه در كارى فرومانده باشند ، بفرمايند تا برهانند . پنجم كسانى را كه ياسا نگاه ندارند و نافرمانى كنند ، بعد از نشستن به جاى پدر بفرمايد تا به يك مالش ايشان را بترسانند تا ديگران گستاخ نشوند . ششم در اين وقت مال از مصلحت‌هاى لشكر بزرگ و ديگر مهمات دريغ ندارند ، و چون پادشاهى قرار گيرد مال بسيار پديد آيد ، و اگر قرار نگيرد مال بسيار هيچ سود ندارد . هفتم در كارهاى ملكى كه ياغيان دارند احتياط عظيم نمايد تا جاسوسان به دشمنان نهانى خبرها نبرند و بر حال‌ها واقف نشوند . هشتم ملامت و زود سرى نكنند و همهء سختىها بشنوند ، و خويشتندارى و بزرگ همّتى و خوش‌سخنى و صبر و تأنّى به كار دارند و خويشتن را سبك ندارند و راه ندهند كه هركس گستاخى كند ، تا شكوه پادشاهى زيادت شود . نهم از چيزى كه خاطر مبارك ايشان برنجد تحمّل فرمايند به خشم نروند تا از سر عقل و انديشه آنچه واجب باشد در آن به كار دارند و پشيمان نشوند . دهم از همه عاقلان و دانايان در كارها مشورت طلبند ، و چون رأىها بشنوند به آنچه مصلحت باشد خود حكم فرمايند نه آنچنان‌كه مردم پندارند كه پادشاه به قوّت مردم ديگران كار مىكند ؛ چه ، اگر چنان باشد مردم را بيم و اميد نماند . و چون به مباركى كارها قرار گيرد ، ده كار هميشه ياد دارند و فراموش نكنند ، تا آنكه پادشاهى به ترتيب و زيادت شود : اوّل آن ده كار كه يادداشتى است آنكه ، راه خداى تعالى و تقدّس نگاه دارند تا هردو جهان نيكويى يابند . دويم ، آنكه ياساى پدران نگاه دارند تا دولت بماند . سيم ، آنكه لشكر را هميشه به ترتيب و آراسته دارند تا ياغى بترسد ، و ايشان از ياغى نترسند . چهارم ، با رعايا عدل كند و
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4031 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى