درنمىآيد ، بلكه هميشه مردم بفهم در مقام ريشخند مريدان گول مىباشند .
القصّه جماعتى از مردم ممالك فارس و ديگر ولايتى كه شهر قاضى شرف الدّين بر آنها واقع شده بود ، در سلك متابعان او منتظم شده كوس و اعلام و حجاب و نوّاب و آنچه از لوازم سلطنت و پادشاهى مىباشد ، جهت ايشان مهيّا داشته به شوكت و عظمت هرچه تمامتر در ايّام حكومت ابش خاتون با لشكرهاى آراسته از شبانكاره متوجّه شيراز شد . و چون اين خبر به شيراز رسيد باسطو باسقاق و كليچه گماشته ابش خاتون با اكابر و اعيان شيراز به قصد مدافعت بندگان قاضى بيرون رفتند ، و در حوالى پل كوار « 1 » آن دو طايفه به يكديگر رسيدند و صفوف جنگ را آراسته داشتند . و چون در ميانهء عوام شهرت يافته بود كه جمعى از رجال الغيب در ملازمت قاضى شرف الدّين مىباشند كه ايشان در وقت كارزار دشمنان را بىاستعمال آلات حرب نيست و نابود مىگردانند ، و نيز اشتهار يافته بود كه هركه به جانب سپاه قاضى دست دراز كرده تير اندازد يا شمشير به كار برد البته او مفلوج مىشود ، مردم از اين رهگذر بسيار انديشه مىكردند و دليرانه در مقام جنگ در نمىآمدند . تا آنكه دو كس از كرانه با خود قرار دادند كه « ما تيرى اندازيم ، اگر اثرى از آثار فالج بر ما ظاهر شد توبه و استغفار كرده خود را به ملازمت قاضى مىرسانيم ، و الّا حقيقت حال ظاهر [ 319 الف ] مىشود . »
اتفاقا چون ايشان از روى ترس ميانهء خوف و رجا تيرى انداختند هيچگونه تشويشى در دست خود نيافتند ، دلير شده بار ديگر شروع در تير انداختن كردند . و اين معنى موجب دليرى سپاه مغول شده و از اطراف و جوانب به تيراندازى شروع كردند . و چون قاضى شرف الدّين اين حالت را مشاهده نمود ، از كرامت خود مأيوس گشته از قلب سپاه تكبيرگويان به حركت آمد . از اين جانب نيز لشكر مغول به هيئت اجتماعى حمله آوردند . از صدمت سپاه مغول جماعتى از تراكمه كه پشت سپاه قاضى شرف الدّين را داشتند رو به گريز نهادند و از پيش به در رفتند ، و سپاه مغول تيغ بىدريغ در مريدان قاضى نهاده بندگان ايشان را با توابع و مريدان در ماه رجب سنهء ششصد و شصت و سه هجرى به خاك مذلّت انداختند .
و چون خبر خروج قاضى شرف الدّين به سمع ايلخان رسيد بسيار خشمناك شده فرمود كه امير اولجاتو را چوب ياساق زدند كه چرا بر قول نوكر خود تيمور عمل ننمودى و شمشير از شيرازيان بازگرفتى ؟ بعد از آن حكم شد كه يك تومان لشكر متوجّه شيراز شده در آن ولايت يك متنفّس را زنده نگذارند . اتّفاقا مقارن اين حال خبر رسيد كه قاضى شرف الدّين كشته شد
هامش
( 1 ) . كوار شهرى در 10 فرسخى شيراز ، كه رود سكّان از آن مىگذرد . - اصطخرى ، مسالك و ممالك ، ص 108 ، 117 .