تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4009

مساهمون:

ص٤٠٠٩
او را رها كرده بعد از آن قاآن با شهزادگان و آقا واينى - كه درجهء اعتبار داشتند - كنگاچ كرده فرمود كه « بولقه سخنان اوگتاى قاآن و منگوقاآن شنيده ، او را زنده رها بايد كرد تا نزد هلاگو خان و ديگر شهزادگان در اين قضيّه بر صورت حال گواه شود . » امّا چون خبر رها كردن بولقه با آن گناهان به گوش آسوتاى رسيد بسيار برآشفت و گفت : « بولقه با آن گناهان بزرگ چگونه تواند زنده بماند ؟ ما با او روبرو شده گناهان او را خاطرنشان مىكنيم . » پس ( آسوتاى ) « 1 » پيش او آمده گفت : « اى بولقه ، تو ياد دارى كه مثل مغولى زدى كه معنى آن مثل اين بود كه ما كارى كرده‌ايم كه نشايد از آن بازگرديم و در آن اهمال شايد كردن ؟ ! گناه بزرگ تو كه بدان شايد مردن ، اين است . » بولقه نويان چون اين سخن شنيد منكر نشد و او را تصديق كرد . و چون اين سخن به عرض قاآن رسيد فرمود كه « چون چنين است او را به پايهء ياسا رسانيد . » و ايلچيتاى را گناه از ديگران زياده بود ؛ چه او پسر قدآن قورمشى را به كشتن داده و در آن باب سعى بسيار كرده ، بدان جهت او را به قدآن سپردند تا او را به عوض پسرش به ياسا رسانيد . همچنين گناه توقوز نيز بسيار بود ؛ چه او در باب كشتن الوس قاآن بسيار اهتمام و سعى كرده بود . و چون امراى مذكور تمام به ياسا رسيدند هوقو پسر گيوگ خان و چبات پسر ناقو و قوتوق پسر قراچار را با چندين پسر به ولايت تركستان فرستاد و بعد از آن خواست كه سخن اريق بوكا بپرسد ، امّا در آن باب منتظر وصول هلاگو خان و بركه و الغو بود . چون ايشان به غايت دور بودند و مهمّ به دير مىكشيد ، شهزادگان آن حدود طغاچار و ييسونگگه و يكه قدآن و نارين قدآن و هلاقور و چينگ تيمور و جاؤوتو « 2 » و ديگر شهزادگان و امراى مغول و ختاى جمع شدند و سخن اريق بوكا و آسوتاى را پرسيدند . چون ده امير بزرگ از امراى اريق بوكا را كشتند و سخن خودش را پرسيده تحقيق نمودند ، قاآن يرليغ به اطراف فرستاده با تمامت امرا كنگاچ كرد . قرار به آن دادند كه به گناه اريق بوكا و آسوتاى چه كار كنيم ؟ جان ايشان را به صدقهء سر ايشان بايد بخشيد . پس به اين قرار داده ايلچيان نزد هلاگو خان و بركه و الغو فرستادند كه « چون حضور شما به واسطهء دورى راه و كثرت اشتغال ميسّر نمىشد و در تأخير اين مهمّ مفاسد بسيار ، كه تدارك آن مهم ميسّر نبود ، بنابراين ، به كنگاچ و امراى اينجايى ، امراى گناهكار ايشان را به ياسا رسانيديم و سخن ايشان هردو پرسيده و تحقيق كرده در آن باب با شما كنگاچ مىكنيم . و ما تمام آقا واينى
هامش
( 1 ) . از اضافات « ق » است . ( 2 ) . ضبط بلوشه و بويل « ياقوتو » و ضبط « شعب ابنيا و خلفا . . . » جاقوتو ، و در تحرير اويغورى آن « چاقوتو » است . چاؤوتو كوتاه شدهء چاقوتو و درست است . - تعليقهء دكتر محمّد روشن بر جامع التواريخ ، ص 2187 .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4009 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى