تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4004

مساهمون:

ص٤٠٠٤
اريق بوكا اطّلاع يافت با امراى هزاره كه از اريق بوكا جدا شده بودند ، متّفق شده از موضع جابقان موران « 1 » ايلچى پيش اريق بوكا فرستاده تغماى يشب بزرگ كه پدرش پيش او بود طلب نمود . اريق بوكا آن را جهت او فرستاد . بعد از آن به اتفاق امراى هزاره متوجّه خدمت قاآن شد . الغو چون بر حقيقت احوال اريق بوكا و برگشتن مغول از وى مطّلع شد در مقام آن شد كه لشكر بر سر او كشد . چون اريق بوكا از قصد او اطّلاع يافت ، اورغنه خاتون را در صحبت مسعود بيگ بازگردانيده پيش الغو فرستاد . الغو به مجرّد رسيدن اورغنه خاتون را بخواست و جهت رعايت خاطر او مسعود بيگ را بنواخت و او را صاحب ديوان ممالك خود گردانيد و به جانب سمرقند و بخارا فرستاد . مسعود بيگ به آنجا رفته شروع در ظلم و تعدّى كرد و هميشه اموال بىوجه آن رعايا مىگرفت و نزد الغو مىفرستاد ، و كار الغو بدان سبب قدرى استقامت گرفت و لشكر پراكندهء او باز جمع شدند . و وى به استظهار آن لشكر نوبت ديگر با لشكر اريق بوكا مصاف داده ايشان را بشكست و اترار را غارت كرد . بعد از آن به اندك روز وفات يافت . و اورغنه خاتون به اتفاق امرا و وزرا بعد از فوت الغو پسر خود ، مباركشاه پسر قراهلاؤو « 2 » را به جاى الغو بنشاند . بر هوشمند صاحب خبرت مخفى و مستور نماند كه در تاريخ حافظابرو حالات اورغنه خاتون را به نوعى ذكر كرده كه همه نقيض هم‌اند و به هيچ‌وجه موافقت ميانهء آن سخنان ممكن نيست . اكنون ناچار است كه ما شمّه‌اى از احوال اورغنه خاتون در اين مقام ايراد نموده متناقضى كه از بندگان حافظابرو در آن باب واقع شده بر همگنان روشن گردانيم . تفصيل اين مجمل آنكه اورغنه خاتون دختر تورالچى كورگان است از قوم اويرات ، و او خاتون بزرگ قراهلاؤو و پسر ميتوگان « 3 » بن چغتاى خان بود . و از وى يك پسر داشت مباركشاه نام . و اين اورغنه خاتون را دو خواهر ديگر بود يكى را اولجاى خاتون گفتندى . و اين اولجاى خاتون حرم محترم هلاگو خان بود . و سيم را بيگى خاتون گفتندى ، و وى خاتون صاين جاموقا بود . و مىگويند كه در آن زمان در ميانهء تمامت الوس هيچ دخترى و زنى به حسن صورت و نيكويى سيرت و عفّت اين سه خواهر نبودند ، خصوصا اورغنه خاتون كه او در ميانهء اين سه خاتون امتياز تمام داشت ، لهذا چون قراهلاؤو ، كه به حكم منگوقاآن پادشاه الوس [ 312 ب ] چغتاى خان بود وفات يافت ، تمامى الوس چغتاى خان به حكومت اورغنه خاتون راضى شده
هامش
( 1 ) . متن : چاجان موران . ( 2 ) . جامع التواريخ : قراهولاگو . هلاؤو و هولاگو يك نام بيش نيست . هولاؤو كوتاه شدهء هولاگوست و شايد هولاگو از مادهء (ULU- باقى ماندن - ادامه يافتن - پايدار بودن ) باشد . - بلوشه ، ص 104 به نقل از جامع التواريخ ، ص 2187 . ( 3 ) . جامع التواريخ : مواتوگان .