تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3991

مساهمون:

ص٣٩٩١

ذكر وقايع سال ششصد و چهل و هشتم از رحلت خير البشر « 1 »

در اوايل اين سال ميانهء امراى مصر و سپاه تاتار كارزارى عظيم روى نمود و فتح و نصرت از جانب مصريان بود و خلقى بىشمار از مغولان در اين جنگ هلاك شدند . مفصّل اين مجمل آنكه هلاگو خان در وقت انحراف از شام ايلچى مغول را با چهل نوكر « 2 » به رسالت مصر فرستاد . مضمون رسالت آنكه « خداى بزرگ مرتبهء چنگيز خان و اولاد او را بزرگ گردانيده و ممالك روى زمين را به يكباره به ما ارزانى داشته ، و هركس كه از متابعت و مطاوعت ما سر پيچد با زن و فرزند و خويش و پيوند و بلاد و عبار نيست مىگردد . اگر همانا با بندگان حضرت ما ايلى نماييد از جميع حوادث زمانه برهيد ، و الّا جنگ را مستعدّ باشيد . » و در آن زمان از نسل كامليان كسى كه لايق پادشاهى باشد نمانده بود و تركمانى حاكم مصر شده ؛ اوّل ايشان عزّ الدّين ايبك بود كه بعد از اين ايّوب در اواخر شهر ربيع الآخر سنهء ششصد و چهل و هشت هجرى بر مصر استيلا يافته و صلاح الدّين خليل ، پسر ملك كامل ، را كه هنوز ده ساله بود به پادشاهى بنشاند و اختيار ملك به دست خود فروگرفت ، و چند مرتبه ميانهء او و ملك ناصر محاربات واقع شد . تا آنكه بعد از هفت سال كه از ايّام حكومت او گذشت در ربيع الأوّل سال ششصد و پنجاه و پنجم هجرى در روزى كه بعد از گوى باختن به منزل خود آمد ، فرمود تا حمام را خالى كنند ، و در شب چهارشنبه يازدهم ربيع الأوّل به حمام رفت ، و
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . نوكر از مادهء نوكو به معنى وصل كردن ، جانشين كردن ، رفو كردن ، و به معنى دوست و رفيق و همدم و نديم است ، و در فارسى معاصر معناى خدمتكار يافته است . در زبان فارسى براى نخستين‌بار جوينى آن را به كار برده است و در جامع التواريخ به صورت نوكار نيز ضبط شده است . - تعليقهء دكتر محمّد روشن بر جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 2415 .