و بعضى برآنند كه ايلخان در باب كشتن مستعصم خليفه با خواص خويش مشورت نمود .
ايشان گفتند كه چون اهل اسلام او را خليفهء به حقّ و امام مطلق مىدانند و بر نفوس و اموال خود او را حاكم و فرمانروا مىشناسند ، اگر از اين ورطه خلاص شود يمكن كه از اطراف و جوانب بلاد اسلام لشكرها بر وى جمع شوند و استعداد حرب و جنگ از سر گيرد و فتنه و فساد پيدا شود . پس به مقتضاى قول مشهور كه [ بيت ] :
رخنه گر ملك سرافگنده به * از لشكر بد عهد پراكنده به
ابقاى او به هيچ وجه مصلحت نيست .
ايلخان چون اين كلمات شنيد دانست كه اين نصيحتى است كه از روى دولتخواهى مىكنند و از شائبهء غرض مبّر است . بنابراين ، به قتل خليفه مستعصم اشاره فرمود . و چون حسام الدّين منجّم كه نزد هلاگو خان راه سخن داشت اين خبر شنيد ، از كمال حماقت به عرض رسانيد كه « اگر خليفه كشته شود عالم سياه و تاريك خواهد شد و علامات قيامت پيدا گردد . » و از اين مزخرفات چندان گفت كه ايلخان متوهّم شد و در اين امر با خواجه نصير الدّين محمّد طوسى مشورت كرد . خواجه گفت كه « زكرياى پيغمبر يحياى معصوم و امام حسين سيّد الشهدا عليه السلام ، را به ناحق كشتند . هيچ يكى از اين حالات به ظهور نرسيد . و اگر حسام الدّين گويد كه اين احوال بر قتل بنى عباس مترتّب مىشود ، غايت سادگى است ؛ چه ، چندين تن از ايشان را به انواع عقوبات هلاك كردهاند و فلك دوّار و روزگار ناپايدار همچنان برقرار خود بوده ؛ نه آفتاب منكسف و نه ماه منخسف شد . »
و امام حسام الدّين منجّم در آن باب آن مقدار مبالغه داشت كه ايلخان از وى مجلس گاه خواست . آن احمق خون گرفته مجلس گاه نوشته داد .
و هلاگو خان چون بر قتل مستعصم جازم شد جماعتى معروض داشتند كه شمشير تيز را به خون خليفه رنگين نتوان كرد . بنابراين ، ايلخان فرمود كه او را در نمد پيچيده مانند نمد مالان او را بمالند تا اعضاى او درهم شكند . آخر به اين طريق مستعصم را درهم شكستند و هلاك ساختند . « 1 »
هامش
نتوانستمى گذشت ؟ خليفه در جواب گفت : تقدير خداى چنين بود . پادشاه گفت : آنچه بر تو خواهد رفت هم تقدير خدايست . » - تاريخ ايران كيمبريج ، ج 5 ، ص 328 .
( 1 ) . هم خواجه نصير الدّين و هم خواجه رشيد الدّين در گزارش بسيار مفصلى كه به دست مىدهند دربارهء قتل خليفه چيزى نمىگويند ، امّا منابع متأخّر اسلامى كه همين روش نمدمالى را راه هلاكت خليفه مىدانند به احتمال قريب به يقين موثّق و معتبر مىباشد ، زيرا آنگونه كه بويل خاطرنشان كرده ، مغولان شاهزادگان خود را نيز به اين طريق به قتل -