تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3965

مساهمون:

ص٣٩٦٥
اتّحاد مذهب كمال خصوصيت است ، و او هميشه خواهان زوال دولت عباسيّه است . اكنون در اين تدبير مصلحت خويش انديشيده تا سعى خود را نزد هلاگو خان ظاهر سازد خود را از جمله دولتخواهان او خاطرنشان سازد و امرا و لشكريان را در محنت و بلا اندازد . » « 1 » و در اين سخن جمعى كثير كه با ابن علقمى عداوت و كدورت داشتند ، با مجاهد الدّين دواتدار شريك گشته خليفه را از رأى ابن علقمى بازگردانيدند و گفتند : « مصلحت در آن است كه لشكريان را جمع آورده سر راه‌ها مضبوط گردانيم ؛ چه ، لشكر مغول مكرّر به جنگ بغداديان آمده هزيمت يافته‌اند و چشم ايشان از سپاه بغداد آن‌چنان ترسيده كه همانا فى المثل اگر عورات و اطفال بغداديان سنگ و خشت بر ايشان زنند در كوچه‌هاى بغداد ايشان را نابود مىگردانند . » و فى الواقع چنين بود كه چون در اوايل سلطنت اوگتاى قاآن ، جرماغون - كه از جمله شياطين مغول بود - دو نوبت قصد بغداد كرد و هردو نوبت شكست يافته از سپاه عرب عنان برتافت ، و از آن جهت مطلقا سپاه مغول به جنگ بغداديان دليرى نمىكردند و از ايشان بسيار مىانديشيدند ، چنانچه اين معنى از جواب بايجو نويان ، والى آذربايجان ، كه در جواب هلاگو خان گفته بود ، ظاهر مىشد ، و لهذا ايلخان چون از مهمّ اسماعيليه فارغ شد در باب تسخير عراق عرب بسيار متأهّل و متفكّر مىبود تا آنكه ابن علقمى پنهانى رسولى به بارگاه پادشاه هلاگو خان فرستاد و بعد از اظهار اخلاص و دولتخواهى معروض داشت كه « اگر پادشاه جهان عنان عزيمت به صوب اين ديار منعطف گرداند بىآنكه كار به جنگ و كارزار كشد اين ولايت مسخّر ايشان خواهد شد . » و اين معنى را با وجود آنكه به دلايل و شواهد معقوله معقول ايلچيان گردانيد ، امّا ايلخان بر وى اعتماد نمىكرد . و چون مراسلات ابن علقمى مكرّر شد ايلخان در اين باب با خواجه نصير الدّين محمّد طوسى مشورت نموده فرمود كه « در اين مهمّ ملاحظهء اوضاع نجومى به استقصا بايد نمود . » و خواجه بنابراين فرمودهء هلاگو خان كه در آن باب تأمّل و تدبير بسيار به كار برد معروض داشت كه « از اوضاع عالم و تأثيرات ستارگان چنين معلوم مىشود كه عن قريب است كه خليفه مستعصم گرفتار شده عراق عرب بىكلفت و مشقّت مسخّر بندگان پادشاه جم جاه مىگردد . « 2 » » و در اين باب خواجه آن‌چنان مبالغه فرمود كه ايلخان بر سخن
هامش
( 1 ) . زمام امور كشورى و لشكرى خليفه در اين تاريخ در دست اين پنج شخص بود : مؤيّد الدّين ابن العلقمى وزير ، شرف الدّين اقبال شرابى ، سليمانشاه تركمان سركردهء طايفهء ايوائى ، مجاهد الدين ايبك و دواتدار كوچك ، علاء الدّين آلتون برس دواتدار بزرگ . ( 2 ) . بنا به گزارش بويل ، قبل از خواجه نصير الدين ، حسام الدّين منجّم « بىپرده به ايلخان گفت كه اين قصد مبارك نيست و نبايد بدان مبادرت كرد ، و پادشاهى كه قصد بغداد و عبّاسيان كرد كه از ملك و عمر تمتّع نيافت . » و پيش‌بينى كرد كه -
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3965 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى