تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3962

مساهمون:

ص٣٩٦٢
سال در ايران‌زمين حكومت داشتند اثرى نماند « 1 » . و جمعى از فرزندان ركن الدّين و خويشان او به فرمان هلاگو خان به بلغان خاتون سپردند تا وى آن جماعت را به قصاص خون پدرش چغتاى خان كه فداييان او را كشته بودند به سياست هرچه تمام‌تر بكشت . و چون از نسل كيا بزرگ اميد كسى نماند ، از بارگاه پادشاه جم‌جاه هلاگو خان فرمان صادر شد كه به سرداران خراسان بنويسند كه ايشان نيز اسماعيليهء قهستان را آن‌چنان نابود گردانند كه اصلا و قطعا اثرى از آثار ايشان در روى زمين نماند . چون اين فرمان به سرداران خراسان رسيد ، ايشان به بهانهء آنكه لشكرى حشرى ، يعنى رعيّت و سپاه جمع كرده متوجّه هندوستان شوند ، مردم را از شهرستان‌ها جمع آورده ، دوازده هزار نفر اسماعيلى را به قتل رسانيدند ، مع هذا تواچيان بهرام صولت به اطراف و جوانب مقرّر شدند كه هرجا كه ملاحده‌اى را يابند يك لحظه ايشان را زنده نگذارند و هركه جماعت ايشان نمايد او را نيز به ايشان رسانند . و چون خاطر هلاگو خان بالكليّه از مهمّ ملاحده فارغ و مطمئن شد « 2 » ، به سعى خواجه نصير الدّين محمّد طوسى كه حسن عقيدت و يكدلى با هلاگو خان داشت و نهايت اعتبار يافته [ بود ] عزيمت بغداد را مصمّم كرد . در اوايل ماه ربيع الآخر اين سال رايات نصرت آيات هلاگو خان به قصد تسخير عراق تا به دينور رسيد و از آنجا عنان عزيمت به صوب تبريز منعطف داشت ، و دوازدهم ماه رجب به تبريز نزول اجلال فرمود و قريب يك ماه و نيم در تبريز توقّف فرمود ، و در دهم ماه رمضان باز به همدان آمده « 3 » نزد خليفه مستعصم عبّاسى - كه طنطنهء عظمت و جبروت وى به جايى رسيده بود كه هميشه چهار صد خادم به خدمت در درگاه او حاضر بودندى و هيچ يكى از ملوك ايّام و صناديد انام و امرا و ايلچيان را در مجلس او بار نبودى بلكه هركه را به آشنايى يكى از آنها اگر ميسّر مىشدى سر افتخار به آسمان استظهار رسانيدى . و از براى كورنش امرا و سلاطين سنگى سياه را در فضاى خانهء او انداخته بودند و يك طاقهء اطلس سياه را مانند آستين ترتيب داده از دريچهء قصر آويخته و از سلاطين و ملوك آفاق هركه به سدّهء خلافت تقرّب جستى آن آستين را مانند جامهء كعبهء معظّمه زيارت كردى و به طريق بت‌پرستان آن
هامش
( 1 ) . با تمام اين احوال ، باز فداييان تا مدّت‌ها بعد در نقاط مختلف ايران و شام بودند و در عهد اباقا خان پسر هلاگو و جانشين او بارها براى سركوب آنها لشكركشى شد . عاقبت مغول در 658 هجرى يكى از قلاع مستحكم ايشان در شام را متصرّف شد و ممالك مصر در 671 آشيانه‌هاى مهم ايشان در حدود شام و لبنان را خراب كردند و فتنهء ملاحده خاموش شد . ( 2 ) . هلاگو با برانداختن واقعى فرقهء اسماعيليّه ، و لو غير عمد ، خدمت بزرگى به اسلام سنّى كرد ، و ضربهء بعدى وى بر سرچشمهء مذهب سنّت ، يعنى خلافت عبّاسى بغداد بود . ( 3 ) . دليل اين رجعت ثانوى به همدان هنوز معلوم نشده است .