تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3957

مساهمون:

ص٣٩٥٧
انتظار تا سال ديگر كنگاچ فرمود . اكثر ايشان گفتند كه « زمستان رسيد و چهارپايان ما لاغر و اينجا علف نيست ، بنابراين ، بازگشتن اولى مىنمايد . » امّا بوقاتيمور و سيف الدّين بيتكچى و امير كيتبوقا نويان به عرض رسانيدند كه « بازگشتن از اينجا نهايت سبكى است . پس ناچار اينجا بايد بود تا اين مهمّ صورت پيدا كند . » بنابراين ، هلاگو خان اين نوبت باز ايلچى پيش ركن الدّين فرستاد تا او را به سخنانى كه هم به وى اميد و هم ترس داشته باشد فريفته از قلعه فرود آورند . القصّه ايلچى هلاگو خان به او گفت : « اى ركن الدّين ، اگر از ميانهء قلعه فرود آمده به ملازمت پادشاه جم جاه مشرّف شدى ، هم زندگانى خود و هم زندگانى جمعى كه در اين قلعه مىباشند نگاه داشته باشى . و اگر تا پنج روز به خدمت نرسى آن زمان قلعه‌هاى خود را محكم ساخته منتظر جنگ باش . اين است پيغام آخرين ؛ كه بعد از اين كس پيش تو نخواهد آمد . » ركن الدّين چون اين كلمات شنيد امرا و اعيان دولت خود را جمع آورده با ايشان مشورت كرد . هريكى از ايشان به مقتضاى استعداد خود حرف مىزدند و چيزى مىگفتند . آخر الأمر ركن الدّين چاره غير از [ 301 الف ] آن نديد كه فرود آيد ، امّا پيشتر از خود برادر ديگر ، ايرانشاه ، را و پسر خردتر ، كيانام ، را در صحبت خواجه نصير الدّين طوسى با جمعى وزرا و اعيان و سران سپاه به خدمت فرستاد ، و ايشان با تحف و هداياى لايقهء بسيار روز آدينه بيست و هفتم شوّال به بندگى رسيدند ، و ايشان را پريشان جداجدا فرود آوردند . و [ خورشاه ] روز يكشنبه اوّل ذيقعدهء سال ششصد و پنجاه و چهارم هجرى به اتّفاق اصيل الدّين زوزنى و وزير مؤيّد الدّين و فرزندان و رئيس الدّوله [ همدانى طبيب ] و موفّق الدّوله از قلعه فرود آمده خانهء دويست ساله را وداع كرد ، و همان روز به بندگى هلاگو خان رسيد « 1 » . و خواجه نصير الدّين طوسى در تاريخ او گفته :
سال عرب چو ششصد و پنجاه و چار شد * يكشنبه اوّل مه ذيقعده بامداد خورشاه پادشاه سماعيليان ز تخت * برخاست پيش تخت هلاگو بايستاد
و هلاگو خان چون خورشاه را بديد دانست كه كودك است و روزگار نديده و بىرأى و تدبير . پس او را بنواخت و به عنايات پادشاهانه‌اش اميدوار ساخت . و او صدر الدّين را بفرستاد تا تمامى قلعه‌هايى را كه آبا و اجداد او به مرور ايّام به دست آورده بودند در قهستان و رودبار و قومش پر از آلات جنگ و ذخيره‌ها ، به نوّاب و عمّال هلاگو خان تسليم نمايد . و حافظابرو آورده كه عدد آن قلعه‌ها به صد مىرسيد ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . ركن الدّين خورشاه به روايت جوينى ( ج 3 ، ص 133 ) در آخر شوّال و به گفتهء رشيد الدّين ( ج 2 ، ص 989 ) به استناد مادهء تاريخى كه نصير الدين طوسى گفته ، در اوّل ذيقعدهء 654 هجرى از قلعهء رويين دز پايين آمد و به حضور هلاگو خان رسيد ، و بدين طريق دورهء اقتدار 177 ساله اسماعيليان به انتها رسيد .