تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3954

مساهمون:

ص٣٩٥٤
عارضه‌اى طارى شد . ، و كوكا ايلگاى و كيتبوقا نويان را با ديگر امرا نامزد فتح باقى ولايات ايشان فرمود . . . در هفتم ربيع الآخر به در شهر تون رسيدند و مناجيق نصب كرده جنگ كردند . . . و مظفّر و منصور با بندگى هلاگو خان آمدند و متوجّه طوس شدند . ] « 1 » و چون هلاگو خان به طوس رسيد در باغى كه آن را ارغون آقا مىساخت ، فرود آمد و از آنجا كوچ كرده به باغ منصوريّه درآمد ، و خواتين ارغون آقا و خواجه عزّ الدّين طاهر آنجا تزغو « 2 » داشتند . و روز ديگر از آن باغ به مرغزار رادكان آمدند و يك چندى در آنجا ماندند ، و از آنجا به خبوشان كه مغولان آن را قوچان مىخوانند آمدند ، و آن قصبه را به تازگى عمارت فرمودند و وجه آن را از خزانه حواله نمودند ، و كهريزهاى آن قصبه را جارى نمودند و كارخانه‌ها بنا نهادند ، و در پهلوى مسجد جامع باغى ساختند ، و سيف الدّين آقا ، كه وزير و مدير مملكت بود در تعمير مسجد جامع بسيار سعى و اهتمام نمود و اوقاف بر وى مقرّر گردانيد . و امرا و اعيان حضرت را حكم شد كه در آن قصبه خانه‌ها و عمارت‌ها ساختند . و در اين وقت بيكى تيمور قورچى و ظهير الدّين سپهسالار بيتكچى و شاه امير كه ايشان را به رسالت نزد خورشاه فرستاده بود ، بازگشته ، در تاريخ بيست و نهم شهر جمادى الأوّل سال مذكور به خدمت و بندگى حضرتش رسيدند . بعد از آمدن ايشان هلاگو خان از قوچان كوچ كرده روى به عراق نهاد . چون به بسطام رسيد ، شحنهء هرات ، مرگيتاى ، را با بيكلميش باز به رسالت نزد ركن الدّين خورشاه فرستاده ، او را تهديد بسيار نمود . و در آن وقت خواجه نصير الدّين طوسى « 3 » و جمعى ديگر از اطبّا مثل رئيس الدّوله و موفّق الدّوله و فرزندان ايشان كه به غير اختيار در آنجا افتاده بودند ، چون حركات و افعال خورشاه بسيار ناسامان مشاهده مىكردند و از ظلم و تعدّى كه بر طبيعت فاسدهء او غالب بود علامت زوال دولت ظاهر مىنمود ، بنابراين آن جماعت اتّفاق نموده در مقام آن شدند كه خورشاه را به نحوى كه بود بر آن داشتند كه با ايلچى هلاگو خان در مقام هموارى درآمده . [ او ] از سر غرور فرود آمده و ايلچى را بسيار عزّت نمود و برادر كوچك خود شهنشاه را با خواجه نصير الدّين طوسى و طايفه‌اى ديگر از بزرگان دولت خود به بندگى هلاگو خان فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود . و چون شهنشاه با آن جماعت به ملازمت پادشاه جم جاه هلاگو خان رسيد ، ايشان را اعزاز و اكرام بسيار نمود و فرمود كه بار ديگر جمعى از مردم خوب مثل ظهير الدّين و تولك بهادر « 4 »
هامش
( 1 ) . مطالب بين [ ] به جهت تتميم اطّلاع خوانندگان از مسير حركت هلاگو خان و در نهايت دفع ملاحده ، مطابق جامع التواريخ ( چاپ محمّد روشن ، ج 2 ، ص 984 ) اضافه شد . ( 2 ) . متن : برغو . مطابق جامع التواريخ اصلاح شد . ( 3 ) . م : زوزنى . ( 4 ) . متن : ظهير الدّين ديولك بهادر .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3954 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى