تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3953

مساهمون:

ص٣٩٥٣
رسانيدند ، چنانچه سردار ايشان بوى بير در آن شب كشته شد . در اين اثنا در قلعهء گرد كوه و با افتاد و مردم بسيار هلاك شدند . و چون اين خبر به علاء الدّين محمّد - كه پادشاه ملاحده بود - رسيد ، مبارز الدّين على تورانى و شجاع الدّين حسن استرابادى « 1 » را با صد و ده مرد سپاهى مردانه نامزد گرد كوه كرده روانهء آن جانب گردانيد . و فرمود كه هريكى از اين يك صد و ده مرد يك من نمك و دو من حنا به قلعه برد ؛ چه ، نمك در قلعه نمانده و حنا هرچند در كتب متعارف نيست كه دافع و با باشد ليكن در آن ايام اتّفاقا قضيّتى روى نمود كه مردم آن قلعه را يقين شد كه حنا مفيد و با تواند بود . و آن‌چنان بود كه دختر اميرى را در آن قلعه عروسى مىكردند ، و در شب - چنانچه قاعدهء مقرّر است - دست و پاى آن عروس را به حنا رنگ كرده بودند و چون دست و پاى حناى بسته او را شستند . جمعى از وبائيان به واسطهء تشنگى و كميابى آب آن آب را خوردند و از و با به سلامت ماندند و بنابراين تجربه ، حنا طلب داشتند . « 2 » القصّه چون اين صد و ده مرد به قلعهء گرد كوه درآمدند قلعه باز مستحكم شد . امّا در اين اثنا به نوعى [ 300 الف ] كه قبل از اين در احوال علاء الدّين مذكور شد كه حسن مازندرانى كه از مقرّبان و مصاحبان او بود به اشاره پسرش خورشاه ، علاء الدّين را به قتل رسانيد . و هلاگو خان در سال ششصد و چهل و دويم از رحلت خير البشر عليه و آله التحية من الملك الأكبر ، ملك شمس الدّين كرت « 3 » را به رسالت پيش ناصر الدين محتشم « 4 » كه از دعات معتبر اسماعيليه بود امّا پير و ضعيف شده ، فرستاد و او را طلب داشت . ناصر الدّين محتشم امتثال فرمان پادشاه جهان‌مطاع نموده در هفدهم ماه جمادى الأول با انواع تحف و هدايا به بندگى حضرت آمده به انواع الطاف پادشاهانه و عنايات خسروانه سرافراز گشت . و هلاگو خان به او گفت كه « چرا اهل قلعه را فرونياوردى ؟ » گفت : « ايشان به غير فرمان خورشاه - كه او را پادشاه خود مىدانند - به سخن ديگرى نمىروند . » پس هلاگو خان منشور ايالت تون به ناصر الدّين محتشم داد و او را روانهء تون گردانيد . و در ماه صفر سال ششصد و چهل و پنجم از رحلت خير البشر عليه و آله التحية من الملك الأكبر ، وى در تون وفات يافت . [ و هولاگو خان از آنجا منزل به منزل مىآمد . چون به حدود زاوه و خواف رسيد ، اندك
هامش
( 1 ) . متن : سرابانى . ( 2 ) . مؤلف حكايتى نظير اين در خصوص شفابخشى حنا در بيمارى و با را ضمن حوادث سال‌هاى پيش بيان داشته است . ( 3 ) . پادشاه هرات و فيروزكوه و گرجستان . ( 4 ) . خواجه نصير الدّين طوسى ، اخلاق ناصرى ، را به نام همين ناصر الدّين عبد الرحمن بن ابى منصور محتشم ( فرماندار ) قهستان تأليف كرده است .