تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3946

مساهمون:

ص٣٩٤٦
القصّه چون ايلچيان اريق بوكا رسيدند ، دورجى نويان به اتّفاق ايشان به خدمت قوبيلاى قاآن آمده بعد از گذرانيدن پنج سنگقور سخنان دلپذير به عرض رسانيد ؛ به اعتقاد فاسد خود آن‌چنان سخنان گفت كه گمانش آن شد كه قوبيلاى قاآن را بالكلّيه از جانب اريق بوكا دغدغه نماند . قوبيلاى قاآن نيز در جواب ايشان سخنان خوب گفت و فرمود كه « چون شما از سر لشكر جمع آوردن گذشتيد ، از جانب ما خاطرها جمع شد . » بعد از آن ايلچيان اريق بوكا را به خوشدلى بازگردانيد و خود فى الحال ايلچيان پيش آورده به اوريانگقداى و بهادر نويان فرستاده پيغام داد كه « حاليا مصلحت در آن است كه ترك محاصرهء اوجو كرده [ 298 الف ] عنان عزيمت به اين جانب منعطف داريد ؛ چه ، سيرت خلق را مانند گردش روزگار نوعى ديگر مشاهده مىكنيم . » مقارن رسيدن ايلچيان قوبيلاى قاآن به آنجا ، طغاچار و ييسونگگه و نارين قدآن نيز بازگرديده بودند ، و اوريانگقداى ترك محاصره نموده با لشكرى فراوان روى به اردوى قوبيلاى قاآن نهادند . و چون دورجى و توقان پيش اريق بوكا رسيدند و او را از احوال قوبيلاى قاآن و اطّلاع او بر ارادهء اريق بوكا خبر دادند . اريق بوكا گفت : « اكنون چون قوبيلاى قاآن بر غدر و مكر ما اندكى وقوف يافت ، مصلحت در آن است كه ما شهزادگان و امرا را از اطراف و جوانب طلب داشته كار خانيت را كه مهمل و معطّل مانده در محلّ خويش قرار دهيم . » پس در اين باب كنگاچ كرده ايلچيان به هرجانب فرستاده و مردم را طلب داشتند . نايماداى پسر طغاچار و برادر كوچك چينگ تيمور ، ييسو ، هردو ، پيش او رفتند ، و ديگر شهزادگان و امرا هريكى بهانه و عذر نيامدن به ايلچيان گفته از جاى خود حركت نكردند . و چون به طلب اريق بوكا كسى نيامد ، بار ديگر با امراى خود كنگاج كرده كه يك نوبت ديگر ايلچيان نزد قوبيلاى قاآن فرستاده و او را به سخنان دلپذير ايمن و فريقته گردانيم ؛ شايد به نوعى وى متوجه اينجا گردد كه به مجرّد رسيدن وى را دستگير كرده ، كار خود را به اتمام رسانيم . » پس به اين نيّت بار ديگر دورجى را با دو نفر ديگر از امرا نزد قوبيلاى فرستاده پيغام داد كه « جهت تعزيت منگوقاآن حاضر بايد شد . » امرا به خدمت قوبيلاى قاآن رسيده پيغام اريق بوكا رسانيده جميع شهزادگان به اتّفاق يكديگر گفتند كه آنچه اريق بوكا گفته بسيار معقول و موجّه است . ما همه را از جهت تعزيت منگوقاآن حاضر بايد شد ، امّا چون از تعب و مشقّت لشكر بيرون نيامده ، پيشتر به خانه‌هاى خود مىرويم بعد از آن از آنجا جمعيت كرده به اتفاق يكديگر خواهيم آمد . دورجى گفت كه « به اين سخن نوكران من بازگردند و من خود در اينجا توقّف مىكنم تا در ملازمت بروم . » ايشان قبول اين معنى كردند ، و دورجى از اين پيغام نوكران خود
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3946 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى