ذكر وقايع سال ششصد و چهل و پنجم « 1 » از رحلت خير البشر
در اين سال به واسطهء شدّت گرما در ميانهء سپاه منگوقاآن كه مدتى مديد قلعهء دولى شانگ « 2 » را محاصره داشتند وبايى پيدا شد كه اكثر سپاه منگوقاآن در آن و با هلاك شدند ، و منگوقاآن جهت دفع مضرّت بر شراب خوردن مداومت مىداشت ، تا آنكه از كثرت شراب خوردن مزاج او انحراف يافت و بيمارى وى شدّت پيدا كرد ، تا در محرّم اين سال بعد از آنكه هشت سال از سلطنت او گذشته بود ، در پاى همان قلعه وفات كرد « 3 » .
بعد از اين واقعه آسوتاى اوغول « 4 » ، قندقاى نويان را بر سر لشكر گذاشته صندوق پدر را برداشت و به اردوهاى او رسانيد ، و در چهار اردوى او چهار روز تعزيت داشتند . روز اوّل در اردوى قوتوقتاى خاتون « 5 » ، روز دويم در اردوى قوتاى خاتون ، روز سيم در اردوى چابوى خاتون « 6 » ، كه در آن سفر در ملازمت بود ، روز چهارم در اردوى كيسان خاتون . و هرروز در هراردوى آن صندوق را بر تخت مىنهادند و بر وى نوحه و زارى مىكردند . بعد از آن او را در موضع بولقان قالدون ، كه آن را يكه قوروق گويند در پهلوى چنگيز خان و تولوى خان دفن كردند .
ذكر خواتين و فرزندان منگوقاآن پسر مهين تولوى خان
آنچه از تواريخ معتبره معلوم مىشود آن است كه منگوقاآن با وجود خواتين بسيار از چهار زن فرزند داشت ؛ دو اصيل و دو كنيز . امّا خاتون بزرگ او قوتوقتاى خاتون « 7 » بود و دختر
هامش
( 1 ) . م : ششصد و چهل و يكّم .
( 2 ) . متن : مولى سانگ .
( 3 ) . وى در اين موقع 52 سال داشت .
( 4 ) . م : آسوناى اغل .
( 5 ) . متن : قتقاى خاتون .
( 6 ) . متن : اغل قونيش خاتون .
( 7 ) . متن : قنقاى خاتون .