اؤلداى پسر بوتو كورگان از قوم ايكيراس ، كه داماد چنگيز خان بود ، و از اين خاتون دو پسر داشت : بزرگترين بالتو و كوچكين اورنگتاش ؛ و اورنگتاش را دو پسر بود : مهتر ساربان و كهتر متناتيمور ؛ « 1 » و هر دو در جوانى نماندهاند ، و ايشان را فرزند نبوده . و هم از اين خاتون دخترى داشت نام او بايالون « 2 » ، و او را به پسر چاؤقورچين فرنگ داده كه برادر هولداى « 3 » بود .
و خاتون بزرگ ديگر مسلّط داشت كه نام او اغول قايميش از استخوان اويرات ، اروق سوقو توقه بيگى . و اين خاتون بغايت حاكمه و صاحباختيار بود ، و اوّل نامزد تولوى خان بود و برادران شوهر خود قوبيلاى قاآن و هلاگو خان را فرزند مىگفت و ايشان از وى بسيار ملاحظه داشتندى . و از اين خاتون منگوقاآن را پسرى نشد ، امّا از اين زن دو دختر داشت . بزرگترين شيرين نام داشت و خردتر بيجيقه « 4 » ، و او را كرونان نيز گفتندى . و شيرين را به [ چوچمتاى ] پس تايچو كورگان [ 297 ب ] دادند . و چون شيرين وفات يافت ، بيجيقه را نيز به دو دادند .
و كنيز معتبر نام او باباؤجين كه او را بوراجين خاتون نيز گفتندى از قوم باياؤت ، و از وى يك پسر داشت نام او شيركى « 5 » ، و اين شيركى را چهار پسر بود : نويان تيمور ، الوس بوقا ، توراتيمور و تيمور . و الوس بوقا پسرى داشت قويان تيمور نام . و توراتيمور سه پسر داشت :
توقلقتيمور ، بوقان ، از اقيمود . و سبب كنيز گرفتن اين باياؤجين آن بود كه پدرش زه كمانى از قورچى « 6 » خانه بدزديد و در ساق او زه را ببافتند . بدان سبب او را مىخواستند كه به ياسا رسانند ، و اين دختر به شفاعت پدر برآمد و نظر منگوقاآن بر وى افتاد و او را پسنديده به كنيزى گرفت و پدرش را خلاص كرد .
و نام كنيز ديگر كويىتنى « 7 » از قوم ايلچيگين . از وى پسرى داشت آسوتاى « 8 » نام كه با اريق بوكا يكى شده با قوبيلاى قاآن مخالفت نمود . و اين آسوتاى را چهار پسر بود : هولاچو ، هنتوم ، اولجاى بوقا ، اولجاى . و اين اولجاى را دو پسر بود : بحكونها و برقاى ( ؟ ) . اين بود تفصيل خواتين و فرزندان منگوقاآن بر وجهى كه در تواريخ معتبره در نظر متتبّع رسيد ، و اللّه اعلم .
ذكر جلوس قوبيلاى قاآن بر سرير خانى و مخالفت برادرش اريق بوكا
چون منگوقاآن وفات يافت خبر وفات آن در كنار رودخانهء قراموران به قوبيلاى قاآن رسيد كه . . . « 9 » كه هرچند برادرش او را به واسطهء درد پاى رخصت خانه مىداد قبول نكرده به جانبى كه نامزد شده رفت ، و جابون خاتون ، تايچيوتاى « 10 » ويگو « 11 » را فرستاده به قوبيلاى قاآن پيغام داد
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ : كونچاك .
( 2 ) . متن : ماباتون .
( 3 ) . متن : مرتوداى .
( 4 ) . متن : سحقه .
( 5 ) . م : سيركى .
( 6 ) . متن : قورچين .
( 7 ) . متن : خاتون .
( 8 ) . ق : سوباى ؛ م : آسوباى .
( 9 ) . جاى يك كلمه خالى است .
( 10 ) . متن : بالجوتاى .
( 11 ) . متن : بكو .