تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3944

مساهمون:

ص٣٩٤٤
اؤلداى پسر بوتو كورگان از قوم ايكيراس ، كه داماد چنگيز خان بود ، و از اين خاتون دو پسر داشت : بزرگ‌ترين بالتو و كوچكين اورنگتاش ؛ و اورنگتاش را دو پسر بود : مهتر ساربان و كهتر متناتيمور ؛ « 1 » و هر دو در جوانى نمانده‌اند ، و ايشان را فرزند نبوده . و هم از اين خاتون دخترى داشت نام او بايالون « 2 » ، و او را به پسر چاؤقورچين فرنگ داده كه برادر هولداى « 3 » بود . و خاتون بزرگ ديگر مسلّط داشت كه نام او اغول قايميش از استخوان اويرات ، اروق سوقو توقه بيگى . و اين خاتون بغايت حاكمه و صاحب‌اختيار بود ، و اوّل نامزد تولوى خان بود و برادران شوهر خود قوبيلاى قاآن و هلاگو خان را فرزند مىگفت و ايشان از وى بسيار ملاحظه داشتندى . و از اين خاتون منگوقاآن را پسرى نشد ، امّا از اين زن دو دختر داشت . بزرگ‌ترين شيرين نام داشت و خردتر بيجيقه « 4 » ، و او را كرونان نيز گفتندى . و شيرين را به [ چوچمتاى ] پس تايچو كورگان [ 297 ب ] دادند . و چون شيرين وفات يافت ، بيجيقه را نيز به دو دادند . و كنيز معتبر نام او باباؤجين كه او را بوراجين خاتون نيز گفتندى از قوم باياؤت ، و از وى يك پسر داشت نام او شيركى « 5 » ، و اين شيركى را چهار پسر بود : نويان تيمور ، الوس بوقا ، توراتيمور و تيمور . و الوس بوقا پسرى داشت قويان تيمور نام . و توراتيمور سه پسر داشت : توقلقتيمور ، بوقان ، از اقيمود . و سبب كنيز گرفتن اين باياؤجين آن بود كه پدرش زه كمانى از قورچى « 6 » خانه بدزديد و در ساق او زه را ببافتند . بدان سبب او را مىخواستند كه به ياسا رسانند ، و اين دختر به شفاعت پدر برآمد و نظر منگوقاآن بر وى افتاد و او را پسنديده به كنيزى گرفت و پدرش را خلاص كرد . و نام كنيز ديگر كويىتنى « 7 » از قوم ايلچيگين . از وى پسرى داشت آسوتاى « 8 » نام كه با اريق بوكا يكى شده با قوبيلاى قاآن مخالفت نمود . و اين آسوتاى را چهار پسر بود : هولاچو ، هنتوم ، اولجاى بوقا ، اولجاى . و اين اولجاى را دو پسر بود : بحكونها و برقاى ( ؟ ) . اين بود تفصيل خواتين و فرزندان منگوقاآن بر وجهى كه در تواريخ معتبره در نظر متتبّع رسيد ، و اللّه اعلم .

ذكر جلوس قوبيلاى قاآن بر سرير خانى و مخالفت برادرش اريق بوكا

چون منگوقاآن وفات يافت خبر وفات آن در كنار رودخانهء قراموران به قوبيلاى قاآن رسيد كه . . . « 9 » كه هرچند برادرش او را به واسطهء درد پاى رخصت خانه مىداد قبول نكرده به جانبى كه نامزد شده رفت ، و جابون خاتون ، تايچيوتاى « 10 » ويگو « 11 » را فرستاده به قوبيلاى قاآن پيغام داد
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ : كونچاك . ( 2 ) . متن : ماباتون . ( 3 ) . متن : مرتوداى . ( 4 ) . متن : سحقه . ( 5 ) . م : سيركى . ( 6 ) . متن : قورچين . ( 7 ) . متن : خاتون . ( 8 ) . ق : سوباى ؛ م : آسوباى . ( 9 ) . جاى يك كلمه خالى است . ( 10 ) . متن : بالجوتاى . ( 11 ) . متن : بكو .