تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3919

مساهمون:

ص٣٩١٩
چون ركن الدّين آن شوكت و عظمت صاحب‌ديوان ديد بسيار بر خاطرش گران آمد و به حدّى آزرده شد كه به خواجه فرستاد و پيغام داد كه « اگر غرض از آمدن صاحب‌ديوان به اين حدود گرفتن ولايت كرمان بود ، لشكر زياده‌تر از اين بايد بود ؛ و اگر غرض تحقيق حاصل ولايت بود ، اين همه تقطيع و طمطراق در كار نبود . » صاحب‌ديوان چون ديد كه ركن الدّين بسيار آزرده‌خاطر است و از آن روى سخنان بر ما حصل مىگويد ، رنجيده ، از بم به كرمان آمد . و وزير كرمان ، ظافر الدّين محمّد ، از براى علوفه و نزلى كه فرستاده بود چون نه لايق شأن خواجه بود ، مىخواست كه از اهل فضل كرمان كسى با وى ملاقات كند ، از ترس سلطان ركن الدّين هيچ احدى به ديدن او نرفت و بر آن معنى دليرى نكردند . بنابراين ، خواجه بهاء الدّين صاحب‌ديوان در حقّ كرمان و كرمانيان قصيده‌اى عربى گفته كه مضمون مطلع آن قصيده اين است كه « چشم من در اطراف كرمان غير از درخت طرفا يا خرما يا مگس عسل چيزى ديگر مشاهده نكرد . » « 1 » مقارن اين حال خبر رسيد كه گورگوز از امارت خراسان معزول شده « 2 » و امارت ايران‌زمين تعلّق به امير ارغون « 3 » دارد ، به خراسان آمده از گورگوز حساب سابق مىطلبد . صاحب‌ديوان چون اين خبر شنيد بىتوقّف از كرمان متوجّه خراسان شد . و ميانهء ركن الدّين ، صاحب كرمان و صاحب هرموز ، ركن الدّين محمود ، مخالفت پيدا شد و كار به آنجا رسيد كه سلطان ركن الدّين از كرمان لشكرى فراوان به هم رسانيده متوجّه هرموز شد . و چون يك قلعه از قلاع صاحب هرموز مسخّر خود نمود ، ركن الدّين محمود دانست كه او را طاقت مقاومت او نيست . بنابراين ، جماعتى را در ميان انداخته طلب صلح نمود و تحف و هداياى بسيار فرستاد . سلطان ركن الدّين التماس او را مبذول داشته بازگشت . و در اوايل سال ديگر كه عبارت از سال ششصد و سى و پنجم از رحلت خير البشر باشد ، سلطان ركن الدّين دختر اتابك سعد ، جهان خاتون ، را خواستگارى نموده از شيراز به كرمان آورد . و چون سلطان ركن الدّين را با آن دختر موافقت نبود به مفارقت كشيد و بعد از يك سال
هامش
( 1 ) . بيت عربى :و طرقى فى اطراف كرمان ما راى * سوى شجر الطرفاء و النخل و النحلجغرافى حافظابرو ، ص 136 . ( 2 ) . او كه در آخر عمر مسلمان شده بود به دستيارى فاطمه طوسى و شرف الدّين به دست قرا اوغول ، نبيرهء چغتاى ، به قتل رسيد . ( 3 ) . وى از دبيران اوگتاى قاآن بود . ارغون از اين تاريخ يعنى از سال 641 تا 654 هجرى قريب پانزده سال ، حكومت ايران را بر عهده داشت و با انتخاب عمّال و منشيان لايق در قلمرو حكومتى خود آثار ظلم و بيدادگرى دوران حكومت جرماغون و بايجو را پاك كرد . وى در سال 654 كه هلاگو خان مأمور دفع اسماعيليه و فتح عراق عرب و خلع خليفهء عباسى شد ، در خدمت او داخل شد و تا سال 673 زنده بود .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3919 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى