تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3913

مساهمون:

ص٣٩١٣
بعد از تحقيق اموال گذشتهء ايران‌زمين به بندگى حضرت مراجعت نمايد تا آنچه رعايا را مصلحت باشد بر آن وجه حكم كرده آيد ؛ چه ، ما را نظر بر فراغت و خوشحالى رعاياست نه بر توفير اموال خزاين . و چون بعد از گيوك خان بسيارى از خواتين و شهزادگان فرمان‌ها بسيار نوشته و به مردم انعامات فراوان ارزانى داشته بودند ، در اين وقت جمعى كثير را به اطراف و جوانب تعيين فرمود تا هريكى به جايى كه تعيين شده رفته تحقيق و تفحّص نموده هركه فرمانى غير از فرمان چنگيز خان و اوگتاى قاآن و گيوك خان داشته باشد ، همه را گرفته به درگاه گيتىپناه حاضر سازند ، و بعد از اين شهزادگان در كارى كه تعلّق به مصالح ملكى داشته باشد ، بىحكم جهان‌مطاع منگوقاآن حكم و فرمان ننويسند و اگر بنويسند بايد كه عمّال و نوّاب حضرت آن فرمان را مجرى نداشته آن فرمان را با فرمان به درگاه حضرت فرستند . و چهارده نفر از مقرّبان خود را به اين مهمّ [ 290 ب ] نامزد فرمود و ايشان را حكم شد كه از يام به يام الاغ برنشينند « 1 » و در راه چهارپايان مردم نگيرند . و در عهد قاآن معهود بود كه تجّار به الاغ به ولايت مغولستان مىرفتند . منگوقاآن را منع فرمود و گفت كه « بازرگانان جهت كسب اموال تردّد مىكنند ، بر اولاغ نشستن چه معنى دارد ! » و فرمود كه « بعد از اين ايشان به چهارپايان خود آمدوشد مىكرده باشند . » باز حكم فرمود كه ايلچيان در هرشهرى و ديهى كه كار به مصلحت نباشد نروند و از علوفهء مقررّه زياده نستانند ، و غير از جماعتى كه به حكم چنگيز خان و قاآن از تكليفات ديوان معاف‌اند ، مثلا از اهل اسلام سادات و مشايخ و علما ؛ از نصارا اركاؤنان « 2 » و قسّيسان و رهبانان ؛ و از بت‌پرستان نويانان « 3 » نامدار و از عموم خلايق جماعتى كه به واسطهء ضعف و پيرى از كسب و كار عاجز گشته باشند ، از مردم ديگر مال واجبى ديوانى به طريق مدارا و مواسات بستانند و نوعى نكنند كه اغنيا بر فقرا ظلم و تعدّى توانند نمود ، چنانچه رسم مىباشد كه در نامعلومىها زبردستان از زير دستان مال مىگيرند و به نام خود مجرى مىدارند و به جهت آنكه هرصاحب شغلى هرروز قسمتى نتواند كرد مواضعه و مقرّرى ساليانه معيّن فرمود ؛ به اين طريق كه در ممالك ختاى هرمالدارى سالى يازده دينار بدهد « 4 » ، و كسانى كه چندان استطاعت ندارند سالى يك دينار ، و در ماوراء النهر نيز همچنين قرار داده باشند ، و در خراسان و عراق بلكه تمام ايران‌زمين از مالداران بزرگ سالى هفت دينار و از زيردستان يك دينار ، و در باب آنكه
هامش
( 1 ) . جمله نارساست . در جامع التواريخ اين‌گونه آمده است : « . . . ايلچيان بزرگ زيادت از چهارده سر اولاغ برننشينند و از ايام به يام روند و در راه . . . » ( ص 844 ) . همچنين رجوع شود به پاورقى شمارهء 8 در صفحهء 3838 كتاب . ( 2 ) . متن : نكاريان . ( 3 ) . متن : قونيان . ( 4 ) . م : سالى زياده از يازده دينار ندهد .