حكايت اجازت خواستن شهزادگان و امرا از بندگى منگوقاآن و مراجعت ايشان به يورتهاى خويش
چون خاطر همايون منگوقاآن از مهمّات ضرورى فارغ شد و مملكت از شوريدن قرار گرفت و فتنهاى عظيم تسكين يافت و پادشاهى به اتّفاق جمله شهزادگان بر وى مسلّم شد ، شهزادگان و امرا التماس رخصت مراجعت به يورتهاى خود نمودند . و فرمان شد كه مهمّات هريكى را بر وفق ارادهء او ساخته هركسى را رخصت مراجعت ارزانى دادند . و چون بعد از زمان جدايى بركه و توقاتيمور از خدمت باتو خان بسيار شده بود راه ايشان از همه دورودراز بود ، منگوقاآن اوّلا ايشان را به انواع نوازش خسروانه سرافراز ساخته رخصت مراجعت فرمود و از براى باتو تحف و هداياى لايقه همراه ايشان روانه كرده ، و بعد از آن فرزندان كوتان و قدقان اغول « 1 » و ملك اغول را نوازشهاى پادشاهانه نمود و روانهء منازل ايشان كرد . بعد از آن قراهولاگو را به اعزام و اكرام هرچه تمامتر بازگردانيد و جايگير جدّ او را ، كه عمّش ييسومونگه گرفته بود ، به وى ارزانى داشت تا خوشحال و خرّم به جانب آن ولايت عازم شد . و چون به موضع آلتاى « 2 » رسيد مزاج وى از اعتدال منحرف گرديد و به مقصد نارسيده پيك اجل در رسيد .
بعد از آن متوجّه ساير شهزادگان و امرا و نويانان گشته هريكى را فراخور حالش رعايت كرد و رخصت فرمود . كسگ قوشچى را ترخان ساخته چندان مال به وى ارزانى داشت كه زياده بر آن متصوّر نبود ، و مرتبهء او را بلند گردانيد . و چون از اين مهمّات فارغ شد وجههء همّت ذى نهمت خود را به رفاهيت حال رعايا و سكنهء قلمرو مصروف داشته ، بلاد مشرق را به محمود يلواج - كه خدمتهاى قديم را به هوادارى جديد منضم كرده در آن دولت آثار پسنديده ظاهر گردانيده بود و پيش از آنكه منگوقاآن بر سرير خانى قرار گيرد به شرف بساطبوس رسيده بود - ارزانى داشت و ولايت تركستان و ماوراء النهر [ و بلاد اويغور و فرغانه و خوارزم ] را به پسرش امير مسعود بيك سپرد .
و امير ارغون را كه به واسطهء دورى راه بعد از قوريلتاى به خدمت رسيده بود امير الأمراى ممالك ايران از خراسان و مازندران و عراق و فارس و كرمان و لر و كرد و ارّان و آذربايجان و گرج و ارمن و ديار بكر و موصل و حلب گردانيد و روانهء آن جانب ساخت . و على ملك را به نوكرى وى فرستاده ملك اصفهان و نيشابور خصوصا به وى ارزانى داشت و حكم شد كه در باب مال رعايا از سرنو قرار دهند و مواشى را نيز از سر نو سرشمار [ ى ] كرده ، على ملك
هامش
( 1 ) . م : غدقان اوغل .
( 2 ) . متن : الاطائى .