تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3902

مساهمون:

ص٣٩٠٢
منگوقاآن را بر تخت خانى بنشانيم ، ايشان به هيچ وجه به اين داستان راضى نمىشوند و هميشه در مقام فتنه‌انگيزى شده و فكرهاى باطل مىكنند . » باتو جواب فرستاد كه « تو منگوقاآن را بر تخت نشان ، بعد از آن هرآفريده از ياسا بگردد سرش ببر . » چون جواب باتو به اين نحو رسيد ، بركه برادر باتو به اتّفاق شاهزادگان و امرايى كه پيش منگوقاآن بودند : مثل امراى بزرگ امير هرقاسون از شهزادگان دست راست قراهلاگو و از فرزندان چغتاى خان و از فرزندان اوگتاى قاآن قدآن و از نبيرگان او مونگدو پسر كوتان و برادران منگوقاآن و هلاگو خان و موگه و اريغ بوكا « 1 » و از شهزادگان دست چپ پسران جوچى [ قسار ] ييسومنگه و آلچيتاى پسر قاچيؤن و تآچار « 2 » پسر اوتچى نويان و پسران بلگوقاى « 3 » ، كه جمله برادرزادگان چنگيز خان بودند تمامى جمع شدند و منجّمان طالع مسعود اختيار كردند . و از دلايل دولت روزافزون منگوقاآن يكى آن بود كه در آن چند روز هواى آن حدود آن‌چنان بارانى شده بود كه چند روز آفتاب عالمتاب به نقاب ابر مخفى و مستور مانده و هميشه باران مىباريد . اتّفاقا همان ساعت كه منجّمان جهت جلوس منگوقاآن اختيار كرده بودند ، ناگاه خورشيد جهان‌افروز از نقاب ابر برآمده عالم را روشن و نورانى گردانيد تا منجّمان از روى يقين ارتفاع گرفته ساعت سعدى را براى جلوس شاه جم‌جاه قرار دادند ، و حضّار مجلس از شهزادگان و امرا از اين معنى تعجّب‌ها كرده فى الحال بر رسم معتاد تمام خلايق كلاه‌ها از سر برداشته و كمرها بر دوش افكنده نه مرتبه زانو زدند « 4 » . و اين صحبت در قاقاييل كه سال خوك باشد ، واقع شد و در سال ششصد و سى و چهارم از رحلت خير البشر در حدود قراقروم كه تختگاه چنگيز خان بود روى نمود . و چون منگوقاآن به مباركى طالع بر چهار بالش سلطنت قرار گرفت ، از كمال علوّ همّت مىخواست كه در حال جلوس ايشان بر سرير سلطنت آسايش و امنيتى به جملهء اصناف موجودات رسد ، بنابراين حكم فرمود كه در اين روز مبارك بايد كه هيچ آفريده با ديگرى طريقهء منازعت و خصومت نسپرد ، بلكه همه به تماشا و عشرت مشغول باشند [ 287 ب ] بعد از آن فرمود كه همچنانكه اصناف آدمى امروز به عيش و طرب مىگذرانند ، بايد كه انواع حيوانات را ، از طيور و وحوش ، چرنده و پرنده ، هيچ‌كس آزار نرساند . و آنچه خوردنى باشد امروز بايد كه از گوشت روز پيشينه مهيّا سازند ، بلكه يك مرتبهء ديگر از حيوانات گذشته . و حكم فرمود كه بايد امروز جمادات و نباتات نيز در آسايش باشند . بنابراين يرليغ فرمود كه هيچ‌كس امروز درخت نبرد و روى زمين
هامش
( 1 ) . متن : اربويويكا . ( 2 ) . متن : ماجار . ( 3 ) . متن : منكوئى . ( 4 ) . با انتخاب منگو به مقام خانى ، شعبهء اوّل خاندان چنگيزى يعنى سلطنت اولاد اوگتاى قاآن برافتاد و جانشينى چنگيز خان به فرزندان تولوى كه شعبهء دوّم خاندان او باشند منتقل گشت . - تاريخ مغول ، ص 156 .