كرده ، بر وجهى كه فتح آن ممكن نيست . و اگر اين كار بجز اين ميسّر شدى و جز از منگوقاآن ديگرى بر تخت خانى قرار گرفتى ، كار پادشاهى آنچنان خللپذير گشتى كه تدارك آن ممكن نبودى . و اگر پسران در اين باب تأمّل نمايند [ 287 الف ] و به نظر عاقبتانديشى درنگرند ، معلوم مىشود كه در اين كار رعايت جانب پسران و نوادگان قاآن رفته ؛ چه ، تمشيت چنين ملكى كه از مشرق تا مغرب است به قوّت بازوى كودكان برنيايد . »
و در اين گفت و شنيد آن وقت موعود كه باتو قرار داده بود كه در آن وقت منگوقاآن را در كلورآن بر تخت خانى بنشانند درگذشت و سال ديگر به نيمه رسيد و كار عالم و امور ملكى هر سالى بىرونقتر مىشد . و چون ميانهء شهزادگان مخالف و باتو مسافتى دور و دراز بود و اتّفاق كنگاچ و اجتماع ايشان به يكديگر دست نمىداد ، منگوقاآن و سرقوقيتى بيگى مكرّر كسان پيش ايشان مىفرستادند [ امّا شهزادگان ] طريقهء مدارا و موافقت و هموارى مرعى نمىداشتند و هرچند نصيحت ايشان مىكردند اصلا آن طايفه از سخن خود فرود نمىآمدند ، بلكه هرچند از جانب منگوقاآن و والدهء او ملايمت بيشتر مىدادند ، ايشان در وادى مخالفت به جدّتر مىشدند . تا آنكه چون اين سال ديگر نيز به آخر رسيد منگوقاآن به اتفاق برادر باتو به هر جانب ايلچيان فرستاده اقربا و خويشان را در موضع كلورآن طلب داشتند و شيلامون بتيكچى « 1 » را پيش اغول قايميش خاتون بزرگ گيوك خان و پسران اوناقو و خواجه فرستادند و علمدار بتيكچى را پيش ييسومونگه فرستاده پيغام دادند كه « بيشتر اروق چنگيز خان جمع شدهاند كار قوريلتاى حاضر شويد تا به اتّفاق بر مصالح ملك پرداخته شود ، و الّا يقين شما باشد كه هيچ كارى معطّل نمىماند . »
ايشان چون ديدند كه چاره نيست به قوريلتاى بايد رفت ، بنابراين بالضّروره ناتو اغول « 2 » روان شده و قداق نويان و جمعى از امراى گيوك خان و ييسونتوقه « 3 » پسر [ زادهء ] چغتاى خان از مقام خويش حركت نموده به موافقت ايشان نزديك شيرامون آمدند و هرسه در يك موضع جمع شدند ؛ و بعد از ايشان خواجه ، پسر گيوك نيز در حركت آمد . و چون اعتقاد ايشان آن بود كه بىحضور ايشان كار قوريلتاى پيش نخواهد رفت به خاطر جمع آهستهآهسته متوجّه آن صوب مىبودند . اتّفاقا پيش از آن بركه نزد باتو پيغام فرستاده بود كه « مدّت دو سال است كه پياپى كسان به طلب فرزندان اوگتاى قاآن و گيوك خان و ييسومونگه پسر چغتاى خان مىفرستيم و ايشان را به ملايمت هرچه تمامتر مىطلبيم كه در قوريلتاى حاضر شوند تا
هامش
( 1 ) . متن : سلامون بسكحى .
( 2 ) . متن : باتو اغل .
( 3 ) . متن : ييسوسكا .