تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3899

مساهمون:

ص٣٨٩٩
قراقروم بودند به نيابت خويش فرستادند تا به موجبى كه باقى شهزادگان اتفاق كنند از جانب ايشان خط دهند . و چون سرقوقيتى بيگى شنيد كه پسران اوگتاى قاآن و چغتاى خان از رفتن به دشت قپچاق ابا و امتناع نمودند و به نيابت خود جمعى از امراى خود را تعيين نمودند ، از روى عقل و كياست پسران خود خصوصا منگوقاآن را ، كه پسر بزرگ بود گفت : « چون پسران اوگتاى قاآن و گيوك خان و چغتاى خان خلاف آقا مىكنند و پيش او نمىروند و سخن او را نمىشنوند ، مصلحت آن است كه تو با برادران به رسم عيادت پيش آقا رفته مراسم پرسش به‌جا آوريد . » منگوقاآن بر وفق اشارت مادر بىتوقّف برادران را برداشته متوجّه ملازمت باتو گشت . و چون به آنجا رسيد باتو مقدم او را عزيز دانسته شرايط تعظيم و احترام به جاى آورد . و چون باتو از ناصيهء منگوقاآن آثار بزرگى و كفايت مهمّات بيگى مشاهده نمود ، گفت كه « از ميان شهزادگان ، منگوقاآن استعداد و اهليت خانى دارد و بس ؛ چه ، از نيك و بد روزگار ديده و تلخ و شيرين هركار چشيده و به كرّات و مرّات [ 286 ب ] لشكرها به اطراف و جوانب كشيده و به عقل و كفايت از همگنان ممتاز ، و وقار و حرمت او در نظر اوگتاى قاآن و ديگر شهزادگان و امرا و لشكريان هرچه تمام‌تر بوده و هست ، و قاآن او را و برادرش ، گولگان و گيوك را با من - كه باتوام - و آورده و اروق جوچى به جانب ولايت قپچاق و ممالكى كه در آن حدود است فرستاد تا مسخّر گردانيم ، و منگوقاآن در آن سفر كارهاى بزرگ كرد و بعضى از سرداران آن قوم « 1 » را گرفت و قتل و غارت كرده ايل گردانيد . بعد از آن چون قاآن فرمان فرستاد كه شهزادگان بازگردند و تا رسيدن ايشان قاآن وفات يافته بود و فرمان او بر آن جمله بود كه شيرامون ، پسرزادهء او ، ولى عهد باشد امّا توراگنه خاتون حكم او دگرگون كرده ، پسر بزرگ خود را به جاى پدر به خانى نشانيد . اكنون شايسته و لايق خانى منگوقاآن است ؛ چه ، از فرزندان چنگيز خان كدام پسر ديگر است كه به فكر راست و رأى درست ضبط ممالك و لشكر تواند كرد غير منگوقاآن كه پسر عمّ من تولوى خان است ، كه پسر خرد چنگيز خان بود و يورت بزرگ به وى تعلّق دارد ؛ چه ، به حكم ياسا و رسم مغول جايگاه پدر به پسر كوچك رسد ، بنابراين ، مقدّمات پادشاهى از آن منگوقاآن است . » و چون باتو از اين مقدّمات فارغ شد و قرار به آن داد كه غير از منگوقاآن كسى از فرزندان چنگيز خان سزاوار تخت خانى نيست ، ايلچيان را پيش خواتين و پسران اوگتاى قاآن و خاتون سرقوقيتى بيگى و ديگر شهزادگان ياساق و يرليغ امراى دست راست و دست چپ فرستاد و
هامش
( 1 ) . مراد اقوام اوليرليك ، قپچاق ، اورقساقان و چركس است .