تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3896

مساهمون:

ص٣٨٩٦
موجب نصيحت مادر خود سرقوقيتى بيگى مطلقا دست و پاى دراز نكردند و يك دينار بىوجه از هيچ‌جا نگرفتند ، در اين وقت گيوك خان در مقام تفحّص آن درآمده چون آن حركت خلاف يوسون و ياساق چنگيز خان بود ، هركس كه اين حركت از وى سر زده بود خجالت‌زده مىشد و از شرمندگى سر در پيش مىافكند . به فرمودهء گيوك خان به هريك از شاهزادگان براتى داد و وجه آن را از وى دريافت كرده پيش آن شهزاده مىفرستادند . و در اين معركه فرزندان تولوى خان سرخروى و سرافراز درآمدند و بر همگنان ظاهر شد كه اين سرافرازى ايشان به سعى مادر ايشان بود ، تا آنكه كار به جايى رسيد كه هرگاه برات يكى از شهزادگان برمىآيد گيوگ خان تعريف فرزندان سرقوقيتى بيگى مىكردند و ايشان را ستايش مىفرمود . و چون از پرسش اين مهمّ پرداخت ، فرمود كه « حكّام پدرم قاآن تمام به حال خود مقرّر باشند ، و هركس يرليغ به آلتمغاى قاآن داشته باشد بىعرضه داشتن او را به امضا رساند . » بعد از آن لشكرها را به جوانب و اطراف نامزد گردانيد ، به اين ترتيب كه سوبداى بهادر و چغتاى نويان را با لشكرى كراتب [ ؟ ] به حدود ختاى و نواحى ميرت [ ؟ ] فرستاد و ايلچيگداى را با لشكرى بسيار به جانب ايران‌زمين فرستاد ، و غرضش كه كار روم و گرج و موصل و حلب مشخّص سازد . بنابراين اكثر سپاه را به ايلچيگداى داده او را به آن جانب تعيين فرمود و خود مىخواست كه در عقب او متوجّه آن صوب گشته ولايت روم و شام و حلب و مصر را ايل سازد . و عبد النعمى را ، كه توراگنه خاتون او را به حكومت الوس چغتاى فرستاده بود ، به ياسا رسانيد و ممالك ختاى را به حاجب محمود يلواج داد ، و تركستان و ماوراء النهر را به امير مسعود بيك حواله فرمود ، و خراسان و عراق و آذربايجان و شيروان و كرمان و گرجستان و طرف هندوستان به امير ارغون آقا سپرد . و امرا و ملوك [ ى كه ] از اين ولايات آمده بودند همه را مناشير بروجه دلخواه داده مراجعت فرمود ، و سلطنت روم را به سلطان ركن الدّين ارزانى داشت و برادر او را معزول گردانيد . و چون بسر حد باغون از عراق از خليفهء بغداد شكايت بسيار نوشته بود ، ايلچى بغداد را در تهديد و وعيد بسيار گفته فرستاد . همچنين بزرگان اطراف را بعد از برآوردن مهمّات و مقاصد ايشان رخصت مراجعت داد . و چون گيوگ خان از كوچكى باز معتقد به دين نصارا بود و آن كيش را پسنديده مىداشت ، در اين وقت از اطراف و جوانب قسّيسان و رهبانان آن طايفه روى به درگاه وى نهادند و نزد او اعتبار يافتند . بنابراين در عهد او نصارا كارشان بالا گرفت ، تا آنكه كار ايشان به جايى رسيد كه هيچ مسلمان را ياراى آن نبود كه با نصرانى سخن بلند تواند گفت . و گيوگ خان