مىكرد وى را گناهكار گردانيد و زن و خانهء ايغور را به مسلمان داد و فرمود تا ايغور را برهنه كرده در بازار صد چوب بر وى زدند ، و صد بالش ديگر به مسلمان بخشيد .
علوى از چرغ « 1 » بخارا كه او را علوى چرغى گفتند از خزانه به ارتاقى ، بالش گرفته بود . وقت اداى آن گفت كه « من آن را رسانيدهام . » حجّت قبض خواستند . گفت : « به دست قاآن دادهام . » او را به بارگاه آوردند . [ قاآن ] فرمود كه « من تو را نمىشناسم . كجا و به حضور كه و كى تسليم كردى ؟ » گفت : « آن روز تنها بودى . » قاآن ساعتى تفكّر نمود و با خود گفت كه دروغ او روشن و محقّق شد ، امّا اگر از وى بازخواستى كنم گويند قاآن انكار كرد و بازخواست نمود . [ و فرمود ] « ترك او گيريد ، ليكن آنچه از اقمشه آورده تا با خزانه معامله كند ، از وى مستانيد . » [ 281 الف ] .
و آن روز جماعت سوداگران آمده بودند و قماشهاى ايشان مىگرفتند . قاآن هريكى را زيادت بها مىداد . ناگاه فرمود كه « آن سيّد كجاست ؟ » حاضر شد . فرمود كه دل تو تنگ نباشد از آنچه متاع تو نگرفتند . » علوى در زارى و تضرّع آمد . پرسيد كه « قيمت متاع تو چند است ؟ » گفت : « سى بالش » [ فرمود تا او را صد بالش دادند . ] « 2 »
روزى از خويشان قاآن خاتونى به حرم قاآن درآمد . چون نظرش بر لباس حرمهاى قاآن افتاد و از مرصّعات و مرواريد متحيّر بماند . قاآن يلواج را فرمود كه هرمرواريد كه در خزانه دارى حاضر سازد . دوازده طبله مرواريد كه آن را به هشتاد هزار دينار خريده بودند حاضر ساخت . فرمود تا تمام آن را در آستين و دامان آن خاتون ريختند و گفت : « سير مرواريد شدى ؟ چند نظر بر ديگران افكنى ؟ »
روزى شخصى انارى تحفه [ به ] قاآن برد . فرمود تا دانههاى آن انار را بشمردند و به عدد هريك دانه بالشى به او عنايت فرمود ، و آن دانهها را بر حاضران قسمت كردند .
نوبتى از ناحيت تنگقوت از موضعى كه آن را قراتاش « 3 » گويند مسلمانى گردونى پر از چيزهاى خوردنى كرده به خدمت قاآن آورد بعد از چند روز اجازت خواست كه به ولايت خود رود . گردون او را پر از بالش كرده او را اجازت مراجعت فرمود .
شخصى در روز طوى كه ترقاقان « 4 » جمله مست افتاده بودند ، كاسهاى زرّين از اردوى قاآن بدزديد . چندانكه تفحّص نمودند پيدا نمىشد . فرمود تا ندا كردند كه هرآفريده كه آن كاسه را برگرفته حاضر گرداند كه او را به جان امان است و هرآنچه التماس كند ساخته خواهد شد .
هامش
( 1 ) . چرغ : قريهاى بزرگ نزديك بخارا . - معجم البلدان .
( 2 ) . مطابق جامع التواريخ ( ص 698 ) اضافه شد .
( 3 ) . متن : ثراباش .
( 4 ) . ترقاق : نگهبان و پاسدار .