تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3862

مساهمون:

ص٣٨٦٢
از بسيارى شراب خوردن به هم رسيده بود ؛ چه ، آن مقدار او در آن مبالغه داشت كه هيچ روز تعطيل نمىكرد . « 1 » و هرچند مقرّبان و دولتخواهان او را از بسيارى شراب خوردن منع مىكردند او به رغم ايشان بيشتر مىخورد ، بنابراين ، چغتاى خان يكى از امراى خود را به اسم شحنگى به محافطت اوگتاى قاآن فرستاده بود و به او قرار داده كه زياده از چند كاسه معيّن نگذارد كه اوگتاى قاآن مىخورده باشد . و چون اوگتاى قاآن از حكم چغتاى خان تجاوز نتوانست نمود ، به جاى كاسهء كوچك كاسهء بزرگ به همان عدد مىنوشيد . و آن امير شحنه او را شراب مىداد و نديمى مىكرد و بودن او هيچ فايده نمىداد . و ايبقه بيگى « 2 » خواهر سرقوقيتى بيگى ، كه چنگيز خان او را به كهتى « 3 » [ نويان ] بخشيده بود - چنانچه سابق قلمى شد - هرسال ازختاى به ديدن خواهر خود سرقوقيتى بيگى آمدى و طوى كرده در مجلس دو راه شد . « 4 » و در سال سيزدهم از جلوس قاآن باز همچنان ايبقه بيگى آمد و به اتّفاق پسرش كه باؤرچى بود قاآن را ، پياله داد . و چون در شراب خوردن افراط كرده بود ، چون به خواب رفت باز برنخاست . بنابراين ، بعضى از امرا و خوانين زمان زبان طعن به ايبقه بيگى و پسرش دراز كرده گفتند كه « ايشان قاآن را زهر داده‌اند . » ايلچيتاى نويان كه كوكلتاش « 5 » [ قاآن ] بود و اميرى معتبر از قوم جلاير ، چون اين سخن بشنيد اعراض كرد و گفت : « اين چه سخن پريشان است ؟ پسر ايبقه بيگى باؤرچى است كه هميشه قاآن را كاسه مىداد و قاآن پيوسته شراب به افراط مىخورد . اكنون اين چه بىعقلى است كه قاآن را بدنام مىكنيد و دولتخواهان را متهم مىداريد ؟ او را اجل رسيده بود . بايد كه ديگر كس اين سخن نگويد . » و استخوان اوگتاى قاآن و قوريق « 6 » او در كوهى است به غايت بلند كه آن را بولداق قاسر گويند و همواره پربرف باشد ، و اين زمان آن را يكه اوندور مىخوانند ، و از آن كوه بيسون موران و تركان و اوسون « 7 » بيرون مىآيد و در رودخانهء ارديش همى رود ؛ و از آن كوه تا ارديش دو روزه راه باشد و چاپار در حدود آن رودخانه‌ها قشلاق مىكنند . و قاآن را طبيبى بود [ . . . نام . ] تاريخ وفات او را مرموز به نظم آورده به ماوراء النهر جهت دوستى از دوستان خود فرستاد بر اين منوال :
هامش
( 1 ) . جملهء صريح رشيد الدّين در اين مورد اين است « قاآن به غايت شراب‌دوست و مدمن الخمر بود و افراط در آن باب روزبه‌روز او را ضعيف‌تر مىكرد . . . » جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 673 . ( 2 ) . متن : انيقه بيكى . ( 3 ) . متن : كهنى . ( 4 ) . جملهء « در مجلس دو راه شد » مفهوم نيست . ( 5 ) . كوكلتاش : در منابع فارسى به صورت كوكلداش و كوكالتاش نيز آمده است ، به معنى دوست و همفكر . ( 6 ) . متن : اغروق . قوريق از مادهء تركى « قورى » به معنى محصور كردن ، محافظت كردن است . و « قوريق » در زبان تركى به معناى شكارگاه ، چراگاه حفاظت شده به كار رفته و در دوران متأخر به معنى گور « بويژه خان مغول » آمده است . ( 7 ) . متن : ارسون .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3862 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى