ذكر وقايع سال ششصد و بيست و هفتم تا بيست و نهم از رحلت خير البشر « 1 »
در اين سال منگوقاآن و قوبيلاى « 2 » به حكم يرليغ قاآن از دشت قپچاق بازگشتند و شهزادگان باتو و برادران قدآن و بورى و بوجك به قصد ولايت اوروس و قوم سياه كلاهان رفته شهر بزرگ اوروس را [ كه ] منكرمان « 3 » است گرفتند ، و بعد از آن به جانب شهرهاى اولادمور تومان تومان به جرگه رفتند و قلعهها و ولاياتى كه در سر راه ايشان بود همه را مىگرفتند و قلاع را خراب مىكردند . در اين يورش شهر اوچ اوغول اولادمور را به اتفاق محاصره كرده بعد از سه روز بگرفتند .
و در اين سال ملك عزّ الدّين كبير خان ، كه از قبل رضيه سلطان حاكم لاهور بود ، قدم از دايرهء اطاعت سلطان رضيه بيرون نهاده لواى عصيان و ياغيگرى برافراشت . و چون اين خبر به سمع رضيه رسيد با لشكرى بسيار از دهلى متوجّه دفع او شد . و چون ملك عزّ الدّين خبر آمدن رضيه شنيد ، از لاهور برآمده روى به ملتان نهاد . و رضيه او را تعاقب نموده آخر الأمر مهّم ايشان به صلح انجاميد و خطهء ملتان را ، كه ملك فوات داشت نيز به ملك عزّ الدّين ارزانى داشته به جانب دهلى بازگشت .
و در ماه شعبان اين سال ملك التونبه « 4 » ، كه از قبل رضيه حاكم تبرهنده « 5 » بود ، علم ياغيگرى برافراشته شروع در مخالفت نمود . رضيه چون اين خبر شنيد باز با لشكرى بسيار از دهلى روى به تبرهنده نهاد . چون به حوالى تبرهنده رسيد امراى بزرگ او از اتراك با التونبه
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .
( 2 ) . جامع التواريخ : گيوك خان .
( 3 ) . متن : منكوقاآن .
( 4 ) . م : ملك التونيه .
( 5 ) . متن : سرهنده . مطابق طبقات ناصرى ، ( ص 460 ) اصلاح شد .