خود مشقت و محنت سفر مىكشد . لايق دولت آن است كه قاآن به تماشا و جرغاميشى اشتغال نمايد ، و ما هرخدمتى كه باشد به تقديم مىرسانيم . »
چون منكوقاآن اين سخن گفت همهء امرا و حضّار مجلس اين سخن را پسنديده و آن را پيروى نموده قاآن را از آن حركت بازداشتند . بعد از آن رأى قاآن بر آن قرار گرفت كه از شهزادگان باتو « 1 » و گيوك خان و منكوقاآن و قدآن با جمعى ديگر از امرا و لشكرى فراوان متوجّه ولايت قپچاق و اوروس و پولار و ماجار و باشغرد و آس و سوداق و آن حدود روند و تمامى آن ولايت را فتح كرده از بيگانه خالى سازند . پس اين جماعت به فرمودهء قاآن در مقام استعداد و تهيّهء رفتن شده به زودى متوجّه آن صوب گشتند .
و در معجم البلدان « 2 » آورده كه از عجايب امورى كه در عالم از آن تعجّب توان كرد آن است كه هريك از باشغرديان « 3 » صورت ذكر خود را تراشيده در گردن خود آويختند و او را خالق خود دانسته عبادت آن مىكنند كه شبش مىخورند . آرى عقلى كه از آن نوع غذا به هم رسد البته مقتضى آنچنان معبود خواهد بود .
و هم در اين سال در صحراى سيچانك « 4 » [ اوگتاى ] قاآن ، كوچو پسر خويش را و شهزاده قوتوقو را به جانب ماچين - كه آن را ننگياس نيز مىگويند - نامزد فرمود . ايشان به ماچين رفته ، از شهرهاى آن ولايت شهر سنگ يمبو و كريمبو را گرفتند و برگذر ، ولايت تبت را غارت كردند .
و هم در اين سال هوقوتور « 5 » را با لشكرى بسيار به جانب كشمير و هندوستان فرستاد . ايشان نيز بعضى ولايات را بگرفتند و تاراج كردند .
هم در اين سال قوبچور « 6 » چهارپاى را معين گردانيدند به اين طريق كه ( از هر صد سر ، يك سر بدهند ) « 7 » و فرمودند كه از هرده تغار غلّه تغارى غلّه بدهند تا بر فقرا و مساكين صرف كنند . و چون تردّد ايچيان نزد شهزادگان [ و هم ] از حضرت قاآن به جانب ايشان جهت مصالح ملكى ضرورى بود ، ناچار در تمام ممالك محروسه يامها « 8 » نهادند و آن را « بايان يام » خواندند . و به جهت آن يامها نهادن ايلچيان را از قبل شهزادگان بدين تفصيل معيّن گردانيدند :
از جانب قاآن بيتكچى قوريداى . از جانب [ چغتاى ] : ايمكچين تايچيوتاى . و از جانب
هامش
( 1 ) . ق : ناقو ؛ م : تاقيو ؛ ش : ناقيو .
( 2 ) . ذيل باشغرد .
( 3 ) . متن : شغوريان .
( 4 ) . متن : اوسنجابك .
( 5 ) . ق : مرباقو ؛ م ، ش : امير بوقا .
( 6 ) . قوبچور : يا قپجور ، قبچور به معنى ماليات گلّه . « از هرصد سر چهارپاى ، يك سر را به نام قبجور مىگرفتند » - فرهنگ اصطلاحات مغول .
( 7 ) . متن : ( از هرچهارپايى يك سر بدهند ) .
( 8 ) . متن : بامها . يام مالياتى بوده ، كه براى بهبود و ترتيب چاپارخانهها و اسبان چاپار از مردم مىگرفتند .