رسانيد و از كمال حماقت كه داشت در روز بار عام ملك عراق و خراسان را بر ملازمان خود قسمت كرده و همچنين ساير بلاد ربع مسكون را به هركس كه خواستى نامزد نمودى .
چنانچه آوردهاند كه روزى يكى از بازرگانان را در آن ديار مال بسيار تلف شد . او صورت حال را به سمع علاء الدين رسانيد . علاء الدّين پرسيد كه « اين سوداگر از كدام ولايت است ؟ » گفتند : « اصفهانى است . » گفت : « حكومت اصفهان را به نام او بنويسيد . » و هيچكس را ياراى آن نبود كه به او بگويد كه اين چه سخن بىما حصل است . تا آنكه يكى از ملازمان او به عرض رسانيد كه « اين سوداگر را كه حكومت اصفهان به او نامزد شده ، مالى بسيار بايد تا لشكر را به هم رسانيده متوجّه اصفهان گردد ، و او را از دست مخالفان گرفته متصرّف شود . » اين سخن معقول علاء الدّين شده ، فرمود تا مبلغى عظيم به آن بازرگان دادند .
آخر الأمر چون حركات ناشايستهء او زياده از حدّ شد ، امرا جمع شده او را از ميان برداشته ، حسام الدّين عوض را - كه آخرين ملوك خلج بود و از دست ملك ناصر الدّين محمود ، پسر سلطان شمس الدّين ايلتتمش به قتل رسيد - به امارت خود برداشتند .
از جمله وقايع اين سال آنكه اوگتاى قاآن قوريلتاى بزرگ ساخت « 1 » و شهزادگان و امرا را به اطراف و جوانب بلاد نامزد ساخت . و مفصّل اين مجمل آنكه چون اوگتاى قاآن از فتح ممالك ختاى مراجعت نمود ، در موضع تالان و سيرا جمعيت ساخته ، قوريلتاى كرده ، تمام فرزندان و خويشان و امراى چنگيز خان را جمع كرده از سرنو ياسا و احكام چنگيز خان بر ايشان خواند . و در اوّل وقت چون حاضر شدند همه را به انواع سيور غاميشى و عاطفت مخصوص گردانيد و يك ماه پياپى به عيش و طرب گذرانيدند . و بعد از يك ماه از عيش و عشرت فراغت يافتند و روى به تربيت ملك و لشكر آورده ، چون هنوز بعضى اطراف ممالك فتح نشده بود و در بعضى ولايات علم عصيان برافراشته فتنه و فساد مىكردند ، بنابراين ، قاآن به تدارك آن مشغول شده مىخواست كه هريكى از خويشان خود را با فوجى از سپاه [ 264 ب ] به طرفى نامزد فرموده خاطر از آن طرف جمع كند و به نفس خود متوجّه دشت قپچاق گردد .
چون رأى بر آن قرا گرفت ، منكوقاآن با وجود جوانى و كوچك سالى كنگاچ پيرانه پيش آورده حركت قاآن را به جانب دشت نپسنديد و به عرض رسانيد كه « با وجود اين همه فرزندان و برادران كه منتظر فرمان ايستادهاند ، چه فايده مترتّب خواهد شد اگر كه حضرت قاآن هميشه
هامش
( 1 ) . به گفته خواجه رشيد الدين ، اين قوريلتاى بزرگ در موضع طالاندايان صورت گرفت . - جامع التواريخ ، ج 1 ص 663 .