ذكر وقايع سال ششصد و بيست و سيم از رحلت خير البشر
از جمله وقايع اين سال فوت سلطان شمس الدّين ايلتتمش پادشاه هندوستان بود . و مجملى از احوال او به نوعى كه در تواريخ معتبره به نظر رسيده آن است كه او از بزرگزادگان ولايت تركستان بود ، و او را اسير كرده به بخارا آوردند ، و او را يكى از خويشان صدر جهان خريده به غزنى فرستاد و به سلطان شهاب الدّين فروخت . و طايفهاى برآنند كه چون خواجهء ايلتتمش رجوع به دلالان برده كردند ، ايشان به هزار دينار ركن بها كردند و سلطان فرمود تا بها تسليم نمايند . امّا خواجهء ايلتتمش قبول نكرد و در آن باب مضايقه مىكرد . بنابراين ، سلطان شهاب الدّين از روى خشم حكم كرد كه در غزنى هيچ كس ايلتتمش را نخرد . و مدّتى در آن ولايت خواجهء او موقوف ماند ، تا آنكه قطب الدّين آيبك از هندوستان آمده او را بخريد .
و ايلتتمش چون قابليت تمام داشت ، نزد قطب الدّين اعتبار تمام يافت ، حتّى آنكه قطب الدّين او را فرزند خواند و هرروز مرتبهء او مىافزود تا آنكه صاحباختيار مملكت شد .
و چون آيبك از اسب خطا شده وفات يافت ، به اتّفاق امرا ايلتتمش بر سرير حكومت دهلى قرار گرفت و جمعى كثير از امراى قطب الدّين قدم از دايرهء متابعت ايلتتمش بيرون نهادند و ميانهء ايشان و ايلتتمش جنگهاى بسيار واقع شد ، امّا آخر الأمر ايلتتمش همه را از ميان برداشت و مدّت بيست و شش سال در حكومت هندوستان استقلال پيدا كرد . و در اين مدّت بسيار قلاع و بلاد [ 263 ب ] فتح نمود .
از جمله امرايى كه در ميانهء ايشان و سلطان ايلتتمش مكرّر جنگها واقع شد ، يكى حسام الدّين عوض خلجى بود . و وى آخرين ملوك خلج بود در هندوستان . و نوبت اول كه ميانهء او و سلطان شمس الدّين ايلتتمش جنگ واقع شد ، بعد از كارزار بسيار ، مردم در ميان