و در حقيقت نخستين دستهء فقهاء را در اسلام پديد آوردند .
تا قسمتى از قرن اول تفسير و توضيح معانى و مطالب قرآن بطريق شفاهى نقل ميشد و از بزرگترين كسانى كه در اين مدّت از ميان صحابه بتفسير قرآن شهرت يافتند خلفاء اربعه و ابن مسعود و ابن عباس و ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت و ابو موسى الاشعرى و عبد اللّه ابن زبير و انس بن مالك و ابو هريره و جابر بن عبد اللّه و عمرو بن العاص بودهاند كه از هريك عدهيى روايت كردهاند و ازين ميان بعد از على بن ابيطالب ، ابن عباس از همه مشهورتر است چنان كه او را حبر الامّة و ترجمان القرآن و رئيس المفسّرين لقب داده « 1 » و ازو چند تن روايت كردهاند .
روايتهايى كه از اين مفسرين شده اساس علم تفسير قرار گرفته و تفسيرهاى اولى در حقيقت مجموعهيى از همين روايات بوده است . نخستين كسى كه در تفسير قرآن تصنيفى دارد بنابر بعض روايات ابن عباس است كه از تفسير منسوب به او نسخى موجود است و بطبع رسيده ولى از ظاهر امر چنين برميآيد كه اين تفسير را ابن عباس خود ننوشته و بروايت از او گرد آمده است . بهرحال ابن النديم « 2 » در ضمن كتب قديم تفسير ، كتابى را بابن عباس نسبت داده و گفته است كه مجاهد آن را از ابن عباس روايت كرده و چند تن ديگر نيز آن را از مجاهد روايت نمودهاند « 3 » . در نزد شيعه قديمترين كتاب تفسير قرآن منسوبست به امام محمد الباقر عليه السلام و اين تفسير را ابن النديم هم از جملهء تفاسير قديم ذكر كرده و گفته است ابو الجارود زياد بن المنذر رئيس فرقهء جاروديهء زيديه آن را از آن حضرت روايت كرده است . تفسير ديگرى هم به ابو حمزة الثمالى ( ثابت بن دينار ) از اصحاب على عليه السلام و از بزرگان ثقات نسبت داده شده است . تا اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم كتب متعددى در تفسير نوشته شده و شماره كردن همهء آنها در اينجا دشوار است . از ميان اين كتب تا پايان قرن سوم بعضى اهميت و شهرت بيشترى يافتهاند كه در رأس همهء آنها كتاب جامع البيان فى تفسير القرآن معروف بتفسير كبير
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ص 429
( 2 ) - الفهرست چاپ مصر ص 50
( 3 ) - تفسير منسوب بابن عباس در مصر طبع شده است .