1378 - 1290
انسان گاهى بمراحلى از حيات اجتماعى مى رسد كه از خود شرم دارد . من اكنون در چنين مرحله يى هستم وجز اينكه روان آلايش يافته خود را در چشمهء بخشايش الهى تطهير كنم چاره يى نمى شناسم . بدرگاه قدوسى آن پاك پناه مى برم و از آن ساحت مقدس كه جز عاطفت و محبت نسبت بما بندگان گمراه ندارد ، آسودگى خود و اگر خواست رهايى خود را از لهيب غمهاى بى امان و آرامش جانى را از گزند اين تن ناتوان از آن درگاه بلند آرزو مى كنم . بمنه و كرمه وانه مستجيب الدعوات .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 1
مساهمون: ذبيح الله صفا
صمقدمه ١