تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
و شام و كوفه و بصره در اين فن شهرت يافتند كه هريك سند روايت خود را بيكى از صحابه يا كسانى كه از صحابه روايت كرده‌اند ميرسانيدند ، از ميان قراء اخير هفت تن كه همه از موالى بوده‌اند بنام قرّاء السبعه شهرت يافتند كه عبارتند از : نافع بن عبد الرحمن ابن ابى نعيم ( يا ابى رؤيم ) ( م . 169 ) و عبد الله بن كثير ( م . 120 ) و ابو عمرو بن العلاء ( م . 154 ) و عبد الله بن عامر ( م . 118 ) و عاصم بن ابى النّجود معروف بابن ابى النّجود ( م . 129 ) و حمزة بن حبيب ( م . 154 يا 158 ) و ابو الحسن على بن حمزة الكسائى ( م . 189 ) . بعد ازين هفت تن سه تن ديگر از قراء در ميان مسلمانان شهرت يافتند و صلوة با قراءت آنان هم جائز دانسته شد و آنان عبارتند از : ابو محمد يعقوب بن اسحق الحضرمى ( م . 205 ) و ابو جعفر يزيد بن القعقاع المخزومى ( م . 130 يا 132 ) و ابو محمد خلف بن هشام البزّار ( م . 229 ) . اين ده تن كه برشمرده‌ايم مقبول امت‌اند و قبول قراءت هريك از آنان مجازست . غير از اين ده تن عدهء ديگرى نيز در ميان مسلمين پديد آمده و هريك اقوال شاذّى در قراءت آوردند و اين امر مخصوصا بعد از تشعّب آراء در تفسير و فقه رواج بيشتر گرفت و چون اقوال آنان مايهء تشديد تفرقه در ميان مسلمانان ميشد خلفا نسبت بايشان از نهايت شدّت خوددارى نداشتند ليكن اين سخت‌گيرى مانع ادامهء كار گروه مذكور نبود چنان كه تا اواسط قرن چهارم قرّاء شاذّى مانند محمد بن احمد معروف به ابن شنبوذ البغدادى ( م . 328 ) و يعقوب العطار ( م . 354 ) پديد آمدند . رسم قراء آن بود كه براى اثبات صحت قراءت خود باسناد مسلسل و متواتر تا حضرت رسول متوسل ميشدند مثلا ميگفتند : « قرأ يعقوب بن اسحق على سلام و قرأ سلام على عاصم و قرأ عاصم على ابى عبد الرحمن و قرأ ابو عبد الرحمن على على بن ابيطالب و قرأ على بن ابيطالب على النبى . » از باب اهميتى كه مسلمين براى علم القراءة و قرّاء مشهور قائل بوده‌اند كتب بسيار در اين فن و در طبقات قرّاء تأليف نموده و در اصول و فروع اين علم كار كرده‌اند و از جملهء كتبى كه در اين سه قرن تأليف شده اينهاست : كتاب القراءات خلف بن هشام ، ابن سعدان ، ابن مجاهد ، ابو حاتم سجستانى ، ابن قتيبه ، ابى الطيب بن اشناس ، فضل