توجّه داشتند . قرآن حاوى دستورهاى قاطع براى مسلمين در امور دينى و دنياوى است و به همين سبب است كه مطالعه و تحقيق دربارهء مسائل مختلف مربوط به آن تا چند قرن در ميان مسلمانان رواج داشت چنان كه مسلمين راجع بكيفيت قراءة آن ، راجع بقصص و حكايات ، احكام ، شأن نزول آيات ، دستهبندى آيات بصور مختلف ، موارد فصاحت و اعجاز قرآن و غيره بتفصيل بحث كرده و كتب فراوان در سه قرن اول هجرى نوشتهاند . در رأس تمام علوم مربوط به قرآن علم القراءة و علم تفسير قرار دارد .
علم القراءة علمى است كه از صور نظم كلام اللّه از حيث وجوه اختلافات متواتر بحث مىكند و مراد از آن تحصيل ملكهء ضبط اختلافات متواتر و فايدهء آن صيانت كلام اللّه از تحريف و تغييرست . روايت صحابه از رسول اللّه در مورد قرآن در بعض الفاظ و كيفيات حروف و اداء آنها بطرق مختلف صورت گرفته و اين اختلافات بوسيلهء قرّاء نقل شده و امتداد يافته بود چنان كه در حين فتوحات مسلمانان در هريك از بلاد و مراكز اسلامى قراءت خاصى بپيروى از يكى از قرّاء كه مورد اعتماد بود رواج يافت و بتدريج از ميان اين قراءتهاى مختلف هفت و بقولى ده قراءت كه از همه بيشتر طرف اعتماد بود مورد قبول اكثر طبقات واقع شد و نقل آنها بتواتر رسيد و اين قراءات اصول قراءات قرآن قرار گرفت و البته بعد از اين قراءات ديگرى هم بر قراءات سابق افزوده شد ولى قرّاء قرآن همواره بقراءات مشهور مذكور استناد ميجسته و آن را روايت ميكردهاند تا آنگاه كه علوم مختلف اسلامى تدوين شد و راجع به اين موضوع هم مانند ساير موضوعات كتبى پديد آمد و خود صناعتى خاص و علمى منفرد گرديد . قرّاء نخستين قرآن از صحابهء حضرت رسولند مانند عمر بن الخطاب ( م . 23 هجرى ) و عثمان بن عفّان ( م . 35 ) و على بن ابيطالب عليه السلام ( م . 40 ) و ابىّ بن كعب ( م . 33 ) و زيد بن ثابت ( م . 56 ) و عبد اللّه بن مسعود ( م . 32 ) و ابو الدرداء عويمر بن زيد ( م . 32 ) و ابو موسى الاشعرى ( م . 44 يا 53 ) .
بعد از اين طبقه در ميان تابعين نيز عدهيى بقراءت و حفظ قرآن شهرت يافتند و بعد از اين دسته قرّاء سبع و بعد از آنان سه تن از قرّاء كه عدهء قرّاء سبع را تكميل كرده و بده رسانيدهاند ، مشهور ميباشند . از كسانى كه قراءت را از صحابه گرفتهاند حبر الامّة عبد اللّه ابن عباس ( م . 68 ) و عبد اللّه بن سائب ( م . 70 ) هستند . از ميان تابعين عدهء كثيرى در مدينه
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٦٧