فصل سوم وضع علوم در سه قرن اول هجرى
تقسيم علوم
علوم در نظر مسلمانان مجموعهء اطلاعات و دانشهاييست كه در امور دينى و دنياوى بحث و تحقيق كند اعمّ از مسائل شرعى و عرفى و ادبى و عقلى و جز آنها . پس هنگامى كه در تمدّن اسلامى سخن از علم ميرود بنابر رسم معاصران تنها بعلوم اثباتى و تجربى توجّه نداريم بلكه مراد ما همهء انواع اطلاعات بشرى است . مسلمين اين اطلاعات را مجموعا به دو دستهء علوم معقول و منقول تقسيم ميكنند كه دومين آنها يعنى علوم منقول خود بعلوم شرعى و علوم ادبى منقسم ميگردد .
از ميان تقسيمهايى كه دربارهء علوم شده و بحثهاييكه در اين باب صورت گرفته يكى آنست كه عبد الرحمن بن خلدون المغربى در مقدّمهء خود « 1 » آورده است و اينك بذكر لبّ و خلاصهء آن در اينجا مبادرت ميكنيم « 2 » :
علوم بشرى بر دو قسم است : علومى كه طبيعى انسانست و از راه فكر بدان ميرسد و علومى كه از راه نقل بدست ميآيد و آدمى آن را از واضع آن ميگيرد . نخستين را علوم حكميهء فلسفيه گويند كه انسان از راه فكر و مدارك بشرى از موضوعات و مسائل و براهين آن اطلاع حاصل مىكند و دومين را علوم نقليهء وضعيه نامند كه مستند است بر خبر از واضع شرع و عقل را در آن مجالى نيست مگر در الحاق فروع مسائل آن
هامش
( 1 ) - يعنى مقدمهء كتاب العبر و ديوان المبتداء و الخبر فى ايام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوى السلطان الاكبر
( 2 ) - رجوع شود به مقدمهء ابن خلدون چاپ مصر ص 435 - 436