از تحت و عدم تناهى آن از فوق و اعتقاد بموعود در بعض مذاهب و پارهيى از معتقدات فرق حلولى و امثال آنها .
2 - مذاهب اسلامى خواه در ايران و خواه در خارج ايران با شدّت كمنظيرى ظهور ميكرد و اختلافات ميان مسلمانان بدرجهيى بود كه ميتوان گفت بيشتر فرق و نحل خارج از اندازهء مسلمين در همين سه قرن بوجود آمده و پايهء ايجاد فرق ديگر هم در اين سه قرن نهاده شده است . علت اين امر آن بود كه در نخستين قرنهاى دورهء اسلامى هنوز مسلمين و يا نومسلمانان مشغول يافتن حقايق دين اسلام از ميان معتقدات قديم و جديد خود بودند و علاوه بر اين اختلافات سياسى و مناقشات مسلمانان در مسائلى از قبيل خلافت و امامت و حدّ و رسم ايمان و كفر و چگونگى اداى وظايف دينى و دنياوى بالضروره در اين سه قرن ميبايست ادامه داشته باشد تا از ميان دستههاى گوناگون چند دسته در هرباب بر ديگران غلبه جويند و معتقدات ايشان مورد قبول عدهء بيشترى از مسلمانان گردد و اين نتيجه در قرن چهارم و پنجم حاصل شد چنان كه مذاهب معينى در هرباب اعم از فقه و قراءت يا مسائل سياسى و بحثهاى كلامى مورد قبول قرار گرفت و ما بقى بضعف گراييد و اندكاندك از ميان رفت .
پيداست كه اين مناقشات در افكار و اسلوبهاى فكرى مسلمانان و بالنتيجه در شعر و نثر هم مؤثر افتاد ، گذشته از آنكه خود موجب ايجاد ادبيّات پردامنهء دينى مسلمانان در اين ايام گرديد .
ملت ايران در اين مناقشات نه تنها بىطرف نماند بلكه سهم عمده و اساسى در اين مورد هم مانند ساير ابواب تمدّن اسلامى با او بود و به حكم قاطع ميتوان گفت غالب مذاهب اسلامى على الخصوص از اوايل قرن دوم تا اوايل قرن چهارم در عراق عرب و ولايات ايران پديد آمد و آنها كه از آن ميان باقى ماند اندكاندك مورد قبول ملتهاى ديگر مسلمان نيز شد .
از ميان مراكز مختلف ايجاد افكار و عقايد مذهبى مسلمانان على الخصوص بايد بصره و بغداد را ذكر كرد كه بر اثر تلاقى دستههاى مختلف در آنها ، مركز مستعدّى براى ظهور عقايد جديد بود . در خراسان و عراق نيز مذاهب مختلف پياپى ظهور كرد و در اين نواحى نظرهاى سياسى در ايجاد مذاهب اسلامى بيشتر دخالت داشت تا مقاصد اصولى .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٦٤