تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
در ماوراء النهر . اينان پيروان عطاء ( يا هشام ، يا هاشم ) بن حكيم معروف به المقنّع بودند كه ميگفتند لاهوت در هياكل سير مىكند و روح خداوند در آدم و ازو در نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد و على و اولاد او و سرانجام بابو مسلم و ازو به المقنع حلول كرد و از اينجا بود كه المقنع خود را خدا ميدانست و دينى جديد براى اتباع خود آورد و بر اثر اتحاد با بعضى از طوايف ترك چند سال با سپاهيان اسلام در حال جنگ بود تا آخر در سال 161 مقتول شد . پيروان وى تا اوايل قرن پنجم شهرت داشتند . ديگر از فرق حلوليه فرقهء « حلمانيه » منسوب به ابى حلمان الدمشقى هستند كه اصلا ايرانى بود ولى مذهب وى در دمشق رواج داشت و به همين جهت بدمشقى مشهور گرديد . وى معتقد بود كه خداوند در اشخاص زيبا حلول مىكند و به همين سبب پيروانش بر صورت زيبا سجده ميكردند . علاوه بر اين معتقد باباحه بود . از جملهء مذاهبى كه ميتوان آنها را دنبالهء مذاهب ايرانى دانست مذهب اباحى « خرّميّه » يا « خرّمدينيّه » يا « محمرّه » است كه معتقدين آن را بر دو دستهء بابكيه ( اتباع بابك خرمى ) و مازياريه ( اتباع مازيار بن قارن ) منقسم داشته‌اند . دستهء نخستين چندين سال در آذربايجان با لشكريان اسلامى در مبارزه بود و دستهء ثانوى در طبرستان ، و هردو مدت‌ها بعد از قرن سوم باقى بوده‌اند . دستهء خرميه دنبالهء مزدكيان در دورهء اسلامى هستند . * * * شرح مختصرى كه از اوضاع دينى سه قرن اول هجرى داده‌ايم اين نتيجه را بدست ميدهد كه : 1 - در اين سه قرن اديان و مذاهب قديم ايران يكباره از ميان نرفت بلكه همهء آنها اعم از دين زرتشتى و مانوى و مزدكى و نصرانى و يهود در اين سه قرن پيروانى در همهء نواحى ايران داشته است ، منتهى عدد اين پيروان در نواحى مختلف تغيير ميكرد و دنبالهء بقاء اين ملل بقرنهاى چهارم و پنجم و حتى در برخى از اديان بقرون متأخر هم كشيد . باقى ماندن اين اديان در ايران دورهء اسلامى باعث شد كه پاره‌يى از معتقدات ملل متنوعه در مذاهب موضوعه در ايران نفوذ كند مانند عقيدهء ابن كرام راجع بتناهى خالق