تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
و زراريه ( اتباع زرارة بن اعين متوفى بسال 150 هجرى ) ؛ و هشاميه ( معتقدين هشام ابن الحكم الرافضى از معاصران برامكه كه عقيدهء تشبيهى و تجسيدى شديد داشت ) ؛ و دستهء ديگرى به همين نام پيروان هشام بن سالم جواليقى ( كه زمانا مقدّم بر هشام ابن الحكم بود و عقيدهء تجسيم و تشبيه مفرطى داشت و تصوّر ميكرد خداوند بر صورت انسان است ليكن گوشت و خون نيست بلكه نور ساطع سفيد رنگى است و مانند انسان داراى حواس پنجگانه است و دست و پا و چشم و گوش و بينى و دهان دارد و نصف اعلى او مجوّف و نصف اسفل او مصمت است ) ؛ و اسمعيليه ( كه بامامت اسمعيل بن جعفر و محمد بن اسمعيل معتقدند و مقالات ايشان و على الخصوص تعمّق آنان در فلسفه و حكمت و تحقيق در كلام مشهور است ) . فرقهء ديگرى بنام نجّاريه از اتباع حسن بن محمد النجار ( متوفى در حدود سال 230 ) در قرن سوم و قرن چهارم شهرتى داشتند . از اصول عقايد آنان بعضى با عقايد قدريه و برخى ديگر با مجبّره مشترك بود و برخى از مقالات آنان نيز مقدّمهء مقالات اشاعره گرديد . اين فرقه بنفى علم واجب و نفى رويت او و حدوث كلام اللّه اعتقاد داشتند . در مورد ايمان ميگفتند كه ايمان معرفت خداوند و رسل او و فرائضى است كه مسلمين بر آن اجتماع كرده‌اند و خضوع نسبت به آن و اقرار به زبان . هرخصلتى از خصال ايمان بتنهايى طاعت است نه ايمان و ايمان مجموع آنهاست و افزايش مىيابد نه كاهش . نجاريه در ساير مسائل نيز بحثهاى مشبعى داشتند و به چند دسته بنام برغوثيه ( اتباع محمد بن عيسى ملقب به برغوث ) و زعفرانيه ( اتباع زعفرانى كه در رى سكونت داشت ) و مستدر كه تقسيم ميشدند . فرقهء ديگرى بنام ضراريه از اتباع ضرار بن عمرو از مؤلفين و مصنفين قرن دوم هجرى از پاره‌يى جهات به مجبّره و در بعض موارد بمعتزله نزديك بودند و از جملهء سخنان آنان اين بود كه مؤمنين ماهيّت خداوند را در روز قيامت بحاسهء ششم خواهند ديد . يكى از جملهء فرقه‌هاى مهمّ اين عهد فرقهء كرّاميه‌اند . اين فرقه تابع محمد بن كرّام ( متوفى بسال 255 ) بودند كه از اهل سيستان بود ليكن در غرجستان بسر ميبرد و در زمان محمد بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر بنيشابور رفت و دعوت خود را در آنجا پراگند .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 60 | ذبيح الله صفا