خود مشهور و از ديگران متمايزند ولى بر روى هم همهء شعب معتزله در اصول معينى كه بدانها شهرت دارند شريكند .
چون اساس افكار معتزله بر مبادى عالى مانند توحيد و نفى جسميت و استحالهء رؤيت و عدل و اختيار و بسيارى از موضوعات دقيق ديگر كه همگى حاجت باثبات دارد گذاشته شده بود ، ناگزير باستفاده از فلسفه و توجه باثبات عقايد خود از طريق مباحثات عقلى و منطقى همّت مىگماشتند و با تمام مخالفان خود يا معارضان اسلام از قبيل مجبّره و مرجئه و مجسمه و محدثين و يهود و نصارى و مجوس و زنادقه و نظاير آنان با استفاده از اصول منطق و فلسفه بحث ميكردند . از طرفى ديگر اينان مردمى روشنبين و غالبا دور از تعصبات دينى و خشكى و تقشّف اهل سنّت و حديث و مجسمه و مشبهه بودند و بجاى توسل باحاديث و سنن عقل را وسيلهء تحقيق ميدانستند و اساس كار آنان بر استدلال و منطق استوار بود نه بر تعبّد ، و بنابراين بايد اذعان داشت كه معتزله مقدمهء ايجاد يك حركت فكرى عظيم در عالم اسلام و يكى از علل توجه مسلمين بفلسفه و علوم اوائل گرديدند .
با توجه بافكار معتزله مسلم است كه آنان مواجه با دشمنى و مخالفت گروه بزرگى از مسلمانان خاصه محدثين و اشاعره بودند و ناگزير با آنان خواه از طريق بحث و خواه از طريق زور و جبر ( مخصوصا در عهد مأمون و معتصم و الواثق ) از در مخالفت و نزاع درميآمدند و على الخصوص موضوع خلق قرآن را وسيلهء « محنهء » مردم قرار دادند و بآزار آنان برخاستند و بدينگونه كار ايشان نسبت بفرق مخالف بتعصب كشيد و همين امر مقدمهء تحريك مخالفان بر آنان و شكست ايشان شد . مخالفين معتزله در جستن موارد ضعف عقايد آنان هم كوتاهى ننموده و آنچه را از سخنان ائمهء ايشان مخالف شرع دانستند بعنوان فضائح ذكر كردهاند . از آن جمله ابو منصور البغدادى ( متوفى بسال 429 ) صاحب كتاب الفرق بين الفرق از هرفرقهيى از فرق معتزله فضايح متعدد برشمرده است مثلا از هذليه ده فضيخت و از نظّاميه بيست و يك فضيحت و از معمريه شش فضيحت و از هشاميه هشت فضيحت و از بهشميه نه فضيحت ياد كرده است .
از جملهء فرقى كه از ائمهء معتزله در مقالات خود استفاده كردهاند فرق شيعهاند
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٥٨