على الخصوص شيعهء اماميهء اثنى عشريه و اماميهء اسمعيليه و زيديه . زيد بن على بن الحسين شاگرد و اصل بن عطا و به همين سبب در اصول عقايد خود باستاد خويش نزديك بود .
برخى از رجال شيعه شاگردان ائمهء معتزله بوده و عقايد مذهبى خود را با اصول عقايد آنان نزديك كردهاند و از آن جمله است صاحب كافى اسمعيل بن عباد ( متوفى بسال 385 ) كه شاگرد ابو هاشم جبائى بود و دعوت بهشميه را ترويج داد چنان كه در آغاز قرن پنجم غالب معتزله از اين دسته بودهاند « 1 » .
معتزله بعد از آغاز خلافت المتوكل على اللّه ( 232 - 247 ) و اقداماتى كه او براى جلوگيرى از « محنه » و مجادله و مناظرهء ائمهء معتزله كرد بضعف گراييدند . با اينحال در تمام قرن چهارم و قسمتى از قرن پنجم در ممالك اسلامى خاصه در بغداد و ايران قدرت و نفوذ فراوان داشتند و با مخالفتى كه از طرف اهل سنّت و حديث و خصوصا اشاعره با ايشان ميشد تا قرن هفتم رجال بزرگى از ميان ايشان ظهور ميكردند . از مشاهير ائمهء معتزله در قرن ششم جار الله زمخشرى ( 497 - 538 ) صاحب تأليفات متعدد است و بعد ازو در قرن هفتم عبد الحميد بن ابى الحديد ( 586 - 655 ) را ميتوان نام برد .
معتزله بر اثر استفاده از مباحث منطقى و فلسفى براى اثبات عقايد خود و شروع ببحثها و مشاجرات و تأليف كتب و رسالات متعدد در اثبات معتقدات خود و ردّ افكار و عقايد ديگران در حقيقت بنيانگذار علم كلام در اسلام گرديدهاند . از خصائص اعمال اين فرقه تأويل و توجيه آيات قرآن و ايجاد روش خاصى در تفسير است كه بعد ازين دربارهء آن سخن خواهيم گفت .
چند فرقهء ديگر
در همان ايّام كه معتزله مشغول نشر عقايد خود بودند فرق ديگرى هم در ميان مسلمين در مسائل ماوراء الطبيعى نظرهاى تازهء خود را اظهار ميكردند . از ميان فرق شيعه كه در اين موارد بحثهايى داشتند ميتوان اين فرقهها را ذكر كرد : شيطانيه ( منسوب به شيطان الطاق محمد بن النعمان الرافضى ) ؛ و يونسيه ( اتباع يونس بن عبد الرحمن القمى ) ؛
هامش
( 1 ) - الفرق بين الفرق ص 111