خوارج از حيث تأثير در اوضاع مسلمين فرقهء بسيار مهم و مؤثرى محسوب ميشوند .
اين قوم مردمى متعصب و سختگير و خشن بودند ، در دين و اجراى احكام آن نهايت شدت را به كار ميبردند و خود مردمى پاكاعتقاد و شجاع و جنگاور و بىباك بودند ، اينان همواره با عامهء مسلمين و با خلفاى اسلامى خاصه با بنى اميه و بنى العباس در مبارزه و زدوخورد بسر ميبردند و بر اثر همين مبارزات سخت طبعا در ايجاد ضعف حكومتهاى محلى و خلافت مؤثر بودند . يكى از خلفاى راشدين يعنى على بن ابيطالب بدست همين خوارج مقتول شد و چون باقى خلفا را غاصب و كافر ميشمردند با آنان نيز همواره در جنگ بوده و از قتل آنان در صورت امكان امتناع نداشتهاند . اينست كه وجود ايشان مايهء رعب و هراس بزرگى در سراسر ممالك اسلامى بود .
اهميت خوارج در تاريخ ايران بيشتر است . خوارج ايران بيشتر در سيستان و خراسان قدرت داشتند و در سه قرن اول هجرى غالبا تشكيل دستههاى بزرگ ميداده و تسلط خلفا را بر اين نواحى دشوار ميساختهاند چنان كه خلفا گاه مجبور ميشدند بتن خود براى رفع مزاحمت آنان لشكركشى كنند و حتى بايد گفت روش خوارج در نواحى شرقى ايران وسيلهيى براى مخالفت با حكومت مركزى اسلام شده بود و اشخاصى بسيار معروف از ميان خوارج مشرق ظهور كردهاند كه در رأس همهء آنان حمزة بن عبد اللّه خارجى قرار داشت و ما در تأثير اين فرقه در ظهور يعقوب و تحصيل استقلال سياسى ايران پيش از اين سخن گفتهايم .
شيعه
گفتيم كه چون بعد از رحلت حضرت رسول خبر انتخاب ابو بكر صدّيق از باب انتساب بقبيلهء قريش و نسبت با رسول و تقدّم در پذيرفتن دين منتشر شد ، عدهيى با اين امر از در مخالفت درآمدند زيرا شرايط مذكور را در على بن ابيطالب عليه السلام بيشتر جمع ميدانستند .