تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
وارث او بود و هركدام مردم عهد خود را به قدر استطاعت آنان از علوم خود مطلع و با خبر كرده‌اند . اينست كه شيعه بروايت و حديثى عقيده ندارند مگر آنكه از امام نقل شود . علاوه بر اين اهل سنّت در مرجع احاديث فقط بيك نفر يعنى حضرت رسول معتقدند و حال آنكه شيعه بسيارى از احاديث را از قول ائمهء خود نيز روايت كرده‌اند . اختلاف اهل تشيّع در موضوع امامت زياد است و شعب متعدد از اين فرقه بوجود آمده كه ذكر همهء آنها در اينجا زائد به نظر ميرسد و بايد بكتب مربوط مراجعه كرد « 1 » . از ميان اين شعب مهمتر از همه زيديه و اماميه « 2 » اند . از اصول مهمّ شيعه موضوع تقيّه است زيرا در دورهء بنى اميه با نهايت شدّت بر ضدّ ايشان عمل مىشد و اين امر لزوم تقيّه را پيش آورد و به همين سبب شيعه در خفا مشغول توسعه و تحكيم و مبارزه بودند و تحمّل مصائب و پيشرفت در خفا ادبيات غم‌انگيز شيعه و خرسندى نسبت بابتلاآت و ذكر مصائب و آلام را بوجود آورد . اهميت شيعه در تاريخ ايران سه قرن اول هجرى بسيارست . بسيارى از قيامهاى پيشروان شعب مختلف اين فرقه در عهد مذكور در ايران صورت گرفت از قبيل قيام
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : الفرق بين الفرق چاپ مصر ص 22 - 44 الملل و النحل چاپ تهران ص 67 - 94 تبصرة العوام چاپ تهران ص 167 - 211 مختصر الفرق بين الفرق چاپ مصر ص 30 - 64 ( 2 ) - زيديه بامامت زيد بن على بن حسين بن على بن ابيطالب بعد از وفات حضرت امام زين العابدين قائلند . زيد شاگرد و اصل بن عطا مؤسس فرقهء معتزله و در عقايد خود ميانه‌رو بوده و به همين سبب امامت مفضول را با وجود افضل جايز شمرده و گفته است كه اگرچه على بن ابيطالب افضل شيخين بود با اينحال خلافت آن دو صحيح است . امامت به نص نيست و براى تعيين امام نزول وحى لازم نميباشد بلكه هر فاطمى عالم زاهد شجاع سخى و قادر بر جنگ در راه حق كه براى مطالبهء حق قيام بسيف كند ميتواند امام باشد مشروط بر آنكه بر امرا و سلاطين در طلب خلافت خروج كند . زيد خود بر هشام بن عبد الملك اموى خروج كرد و در سال 121 هجرى مقتول و مصلوب شد و بعد ازو پسرش يحيى با خليفه بمخالفت برخاست و او هم در سال 125 هجرى كشته شد . سرزمين يمن امروز مركز مهم شيعهء زيديه است . اماميه دستهء اساسى شيعه‌اند كه دعوتشان حول امام بتعيين و نص دور مىزند و اين فرقهء بزرگ تقسيم مىشود بشعب متعددى مانند : اثنى عشريه ، اسمعيليه ، كيسانيه و جز آنها .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 49 | ذبيح الله صفا