مسأله جانشينى ( خلافت - امامت ) . دوم اختلاف در روش فقهى ( فروع احكام ) . سوم اختلاف در اصول عقايد . ظهور هريك از اين فرق و بحث و مشاجره در صحت يا بطلان معتقدات آنها در ميان مسلمانان ايران سه قرن اول هجرى و قرون بعد در افكار اجتماعى و ادبى اين ملت نيز مؤثر بوده و از هريك آثارى در ادبيات فارسى باقى مانده است .
به همين سبب تحقيق مختصرى در اين باب بر ما لازم است .
نخستين موضوعى كه سبب ايجاد اختلافاتى ميان مسلمانان شد موضوع جانشينى حضرت پيغامبر است كه اهمّ فرق اسلامى بر اثر آن پديد آمدند يعنى اهل سنّت و شيعه و خوارج اين فرق در آغاز كار بيشتر رنگ سياسى داشتند ولى اندكاندك معتقدات سياسى و مذهبى آنها طورى در اذهان رسوخ كرد كه ديگر جنبهء سياسى امر از ميان رفت و جنبهء خالص مذهبى در آن باقى ماند . در امر جانشينى حضرت رسول مسلمين در ساعات رحلت آن حضرت بر دو دسته شدند : گروهى معتقد بودند كه پيغامبر اسلام جانشينى براى خود تعيين نكرد بلكه اين كار را بر عهدهء امت گذاشت و امت بايد از ميان نخستين ياران پيغامبر از مهاجرين يا انصار كسى را بجانشينى برگزيند . اجتماعى كه از اكثر بزرگان صحابه به اين قصد تشكيل شد در سقيفهء بنى ساعده بود كه در آنجا اختلافات سختى بين « مهاجرين » و « انصار » درگرفت و عاقبة الامر ابو بكر صدّيق از طايفهء قريش و پدر زن حضرت رسول كه از صحابهء ذى نفوذ بود از ميان مهاجرين بخلافت انتخاب شد . وقتى اين خبر بعلى بن ابيطالب عليه السلام كه از آن مجلس غايب بود رسيد بر اين سخن اعتراض كرد و نظر ثالثى را اظهار نمود كه خلافت بايد در خاندان نبى باشد و چون بعد از رحلت رسول نزديكترين كسان به دو عمّش عباس بن عبد المطلب و پسر عمّش على ابن ابيطالبند يكى از اين دو تن بايد بخلافت برسد . در حقيقت على بن ابيطالب بقول مهاجرين كه ميگفتند ما اقرب برسول هستيم تمسك ميكرد و همين احتجاج گروهى از بزرگان صحابه را مانند عدهيى از بنى هاشم و زبير بن العوام و سلمان فارسى و ابا ذر غفارى و عمار بن ياسر بر گرد او جمع كرد .
به اين ترتيب پس از رحلت حضرت رسول سه دسته بر سر جانشينى او در برابر يكديگر صف آراستند : مهاجرين ، انصار ، معتقدين بامامت على بن ابيطالب . طرفداران
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٣