وى به زبان خود داشت ، و متداول نبودن زبان عربى در دربار ، ملت ايران توانست بزرگترين مايهء استقلال خود يعنى زبان ملى را زنده كند و پس از چند سال كه زبان رسمى و سياسى ايرانيان عربى بود لهجهء درى را جانشين آن سازد و همين امر چنان كه ميدانيم بعد از آن بىكموكاست در دورهء سامانيان دنبال شد و در نتيجه ادبيات وسيع فارسى بوجود آمد و ملّت ايران بواقع از ساير ملل اسلامى جدا گشت .
با ايجاد حكومت مستقل يعقوب و عمرو كه تنها از طريق دينى و حفظ آداب و رسوم و تشريفات ظاهرى با بغداد ارتباط داشت سدّ عظيمى كه در برابر استقلال ايرانيان وجود داشت برداشته شد و پس از اين تاريخ سامانيان و زياريان و بويهيان و غزنويان و ديگر اميران ايران همه به ظاهر تابع دربار خليفه و در حقيقت مستقل و داراى تشكيلات دربارى و سلطنتى خاص خود بودند .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٠