سجع در نثر عربى اواخر دورهء جاهليت بوفور ديده مىشود ، على الخصوص در عبارت كهّان و خطبا ، ليكن بعد از ظهور اسلام اين روش متروك ماند و جاى آن را سادگى عبارات گرفت . وقتى نويسندگان زبان عربى خواستند بروش قديم نثر عربى بازگردند مقدمات امر براى آنان آماده بود و به همين سبب ترقى روش جديد حاجت بوقت بسيار و صرف مجاهدات فراوان نداشت . وجود كتبى كه در لغات مترادف يا اسماء مختلف از اشياء معين بوسيلهء روات و لغويان فراهم آمده بود ، و نشر معاجم متعدد از دورهء خليل بن احمد ببعد ، و وسعت دايرهء زبان عربى بر اثر ورود لغات كثير از زبانهاى يونانى و ايرانى و غيره ، هم درين راه بنويسندگان ياورى بسيار كرد و آوردن مترادفات و به كار بردن سجع و جناس و ورود در صنايعى را از قبيل مماثله و ترصيع و غيره براى آنان آسان ساخت .
توجه بصنايع بيشتر از كتابت رسائل سرچشمه گرفت و اصولا كتابت رسائل اثر بسيار در بلاغت عرب داشت و وسيلهء خوبى براى تفنّن بود و در زبان فارسى هم سجع و ساير صنايع لفظى بيشتر بوسيلهء مترسّلان شيوع يافت . رسائل اعم از سلطانيات و اخوانيات ميدانى براى به كار بردن صنايع و وارد كردن اصطلاحات و امثال و آراستن كلام بزيورهاى گوناگون لفظى و معنوى بود . غالبا معانى كم در آنها با الفاظ بسيار و با تفنّن و تنوّق نموده ميشد و مترسّلين دستگاههاى مختلف حكّام و امرا و خلفا و سلاطين درين امر با يكديگر رقابت مىورزيدند و همين رقابت خود بر توسعهء دايرهء صنايع در كلام مىافزود .
درين دوره تنوّع در موضوعات نثر بسيار بوده است زيرا دستههاى مختلف علمى و مذهبى و ادبى هريك براى خود موضوعات خاصى در كتابت داشتند .
در رأس نويسندگان اين عهد ابن العميد ابو الفضل محمد بن حسين قرار دارد .
وى از مردم قم بوده و ولادت و نشأتش در آنجا اتفاق افتاد و همانجا نزديكى از ادباء بزرگ بنام ابو على احمد بن اسمعيل بن عبد اللّه قمى معروف به ابن سمكه از حكما و ادبا و مترسلين عهد خود تلمّذ كرد و مانند استاد خود مذهب اهل عدل و توحيد ( اعتزال ) را پذيرفت و به همين سبب خلاف صاحب بن عباد بحكمت علاقهء تام داشت و ادب او ممزوج بعلوم
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 638
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٦٣٨