از بين رفت . اين كار را شاگرد او ابو عبيد جوزجانى بانجام رسانيد . ابو عبيد همين كار را هم در تكميل كتاب نجات شيخ كرد يعنى كتاب رياضى را بر آن افزود « 1 » . ابو عبيد در آغاز قسمت رياضى دانشنامه گفته است كه آن را از روى كتب رياضى شيخ ترتيب داده و بپارسى درى نوشته و بكتاب دانشنامه پيوسته است :
« چنين گويد عبد الواحد محمد جوزجانى كه آنگاه كه من به خدمت خواجهء رئيس قدس اللّه روحه بودم ، حريص بودم بر جمع كردن تصانيف او و بدست آوردن آن زيرا خواجهء رئيس را عادت چنان بود كه آنچه تصنيف كردى بدان كسى دادى كه ازو خواسته بودى و از بهر خويش نسخت نگرفتى و از بزرگ تصانيف او دانشنامهء علاييست و آنچه در او از رياضيات بكرد ضايع شده بود و بدستم نيفتاد ، و مرادشخوار آمد ناتمامى اين كتاب ، و ليكن از رسالتها كه خواجه كرده بود درين باب رسالتى داشتم كه در اصلهاى هندسه كرده بود و در او چندانى ياد كرده بود ازين علم كه هركه آن بداند راه يابد بدانستن كتاب مجسطى ، و اين رسالت چون مختصرى است از كتاب اوقليدس و جاى جاى در او راه عمل درست رفته است و بدان راه پديد كرده است ، و رسالتى ديگر نيز داشتم كه در دانستن رصد هاى كلى كرده است و شناختن تركيب افلاك ، و اين چون مختصرى است از كتاب مجسطى ، و رسالتى ديگر داشتم در علم موسيقى مختصرى از آن ، و ليكن در علم ارثماطيقى چيزى نداشتم از تصانيف او ، مختصر ، پس من از كتاب ارثماطيقى كه او كرده است ، از جملهء كتاب شفا ، چندان برچيدم از مسئلهاى او كه بدان علم موسيقى در توان يافتن ، و اين رسالتها بپارسى درى كردم و بدين كتاب پيوستم تا كتاب تمام گردد از ايزد تعالى توفيق خواستم بر تمام آنچه قصد كردم . . . » « 2 »
زين الاخبار از جملهء كتب معتبر تاريخست كه در اواخر اين عهد تأليف شد .
مؤلف اين كتاب ابو سعيد عبد الحى بن ضحاك بن محمود گرديزى غزنوى معاصر غزنويانست و كتاب او شامل وقايع از ابتداى خلقت تا پايان دورهء مودود بن مسعود غزنوى ( 432 - 440 ) و متضمن اطلاعاتى در تواريخ و اعياد و رسوم ملل و حوادث عالم و داراى نثرى روان و ساده است . از مختصات كلام گرديزى رعايت جانب ايجاز و ذكر رؤس حوادث و اجتناب از اسهاب و تطويل و عدم ورود در جزئياتست . با آنكه در كلام گرديزى لغات تازى باندازهء كافى راه يافته ، معذلك روش نگارش او كهنه و نزديك بروش دورهء سامانيست .
هامش
( 1 ) - تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، دكتر صفا ، چاپ اول ج 1 ، ص 288
( 2 ) - نقل از كتاب نمونهء سخن فارسى تأليف آقاى دكتر مهدى بيانى ص 88 - 89