تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
كه صالح بن نصر بر عامل طاهر بن عبد اللّه ( 320 - 248 ) خروج كرد ، از ياران و طرفداران وى شد و چنان كه ديديم به زودى مايهء رونق كار صالح گشت و او توانست به يارى يعقوب و ديگر عياران سيستان بر اين ولايت دست يابد . در همين حال عمار خارجى در سيستان ظهور كرد و يعقوب او را از ميان برد و همچنان در خدمت خود باقى و روز و شب در مبارزه بود تا سرانجام با ديگر عياران بر صالح بن نصر كه بيهوده مردم را مصادره و شهرها را غارت ميكرد بشوريد و او را در جنگى كه بسال 248 با وى كرده بود از ميان برد و در محرم همين سال مردم سيستان با او بامارت بيعت كردند و او از اين سال تا سال 254 مشغول سركوب مخالفان خود در سيستان از قبيل صالح بن نصر سابق الذكر و عمار خارجى و زنبيل ( رتبيل ) پادشاه كابل و بدست آوردن آلت وعدت بود و از اين سال شروع به توسعهء مستملكات خود كرد و كرمان را بيك تاختن در اختيار خود درآورد و بسال 259 خراسان را فتح نمود و محمد بن طاهر آخرين فرد از طاهريان را اسير كرد و بسيستان فرستاد و از نيشابور بگرگان و طبرستان رفت و حسن بن زيد علوى را بشكست و بسال 261 فارس را گشود و در اين حال نامه‌يى به معتمد خليفه نوشت و نسبت بوى و موفق برادر و وليعهد او اظهار اطاعت كرد و خليفه نيز فرمان حكومت خراسان و طبرستان و گرگان و فارس و كرمان و سند و هند و شرطهء بغداد را در همين سال براى يعقوب فرستاد . اما يعقوب در اين سال بدون مقدمه خلاف خويشرا بمعتمد خليفه آشكار كرد و با سپاهى بزرگ ببغداد حمله برد . در جنگى كه ميان يعقوب و موفق برادر معتمد درگرفت نخست شكست در سپاهيان خليفه افتاد ولى آنان آب دجله را بلشكرگاه يعقوب افگندند و شكست در كار او آمد و او ناگزير به جنديشاپور رفت تا باز تهيهء سپاه بيند ولى در اينجا به مرض قولنج درگذشت ( 265 ) و بعد از او برادرش عمرو با خليفه از در وفاق درآمد و او همهء ممالكى را كه ببرادرش داده بود عينا بعمرو واگذاشت و بدين طريق يك سلسلهء قوى و باشوكت در ايران تشكيل شد . در سال 287 هجرى امير اسمعيل سامانى بر اثر القاآت خليفه كه از عمرو بيمناك بود با او جنگيد و بر اثر حادثهء غير منتظرى عمرو را شكست داد و از اين پس حكومت صفارى از رونق و جلال خود افتاد ولى امراى كوچك جانشين عمرو همچنان بر سيستان حكومت داشتند